شيخ زين الدّين عبد السّلام كاموس
از قرّاء اصفهان كه ملا عبد اللّه كرمانى مريد اوست ، معاصر شاه نعمت اللّه [ ولى ] بوده [ است ] .
كامى ( شاعر )
از متأخرين مجمع الفصحاء . نامش اسماعيل مولدش برخوار اصفهان و شغلش تجارت . « * » از اوست :
گريان نبود سحاب هنگام بهار * نالان نبود به گلستان بلبل زار
چون ديده اشكريز من در غم دوست * چون سينه نالهخيز من در غم يار
كاوه يا گاوهء اصفهانى فريدنى
در كتاب گاتها و سرودهاى زرتشت ، در ضمن ترجمهء بعضى از لغات خاص مىنويسد : يازدهم كاوى 158 از امراى بزرگ ايران از طرف فرقه ديويستان ، سردار و پيشواست مخالف آيين زرتشت مىباشد ، در " سانسكريت " معنى اين كلمه ، شاعر و سرود مىباشد ، در " ويد " معنى پيشوا و پيغمبر دارد . او را داراى الهامات غيبى و حكمت سرّى مىپنداشتند . گاهى عنوان كاوى را به خود پروردگاران مىدهند . از اينجا معلوم مىشود كه اين عنوان بسيار بزرگى است ، فقط به سران قوم و بزرگان دين داده مىشود ، و او را نيز پيشواى « سوم » كه شربت مسكرى است و در وقت به جاى آوردن رسومات دينى استعمال مىكنند ،
هامش
( * ) ر . ك : مجمع الفصحاء ، ج 2 ، ب 2 ، ص 893 .