خالى ماند ، پس بركابى اجتماع نموده و در باب سلطنت مذاكره كردند ولى كابى گفت كه وى به امور ملك متصدى نخواهد شد و بايد كه يك شاهزادهء ايرانى برگزينند . در جاى ديگر گويد مردى از اهل بابل بر خلاف ضحاك عَلَمى بلند كرد . . . و اهل اصفهان از اولاد اين مرد هستند كه لوا را برافراشت .
و نيز در ضمن وقعه قرقش گويد كه رستم ، بهمن بن جادويه را فرستاد با درفش كابيان رايت كسرى و اين علم از پوست پلنگ بود به عرض هشت ذراع و طول دوازده ذراع .
و نيز گويد كه در جنگ قادسيه ضرار بن الخطاب ، درفش كابيان را از ايرانيان به غنيمت گرفت و مسلمين در مقابل سى هزار درهم آن را از وى گرفتند .
و قيمت آن هزارهزار و دويست هزار درهم بود .
ابو ريحان بيرونى در كتاب " آثار الباقية " گويد ، كابى بر ضد ضحاك برخاست و او را دفع كرد و پادشاهان ايران بعدها به علم و رايت او تيمن كردند .
اين علم از پوست خرس « * » بود و بعضى گويند از پوست شير و اسمش درفش كابيان بود كه بعدها به جواهر و طلا مزيّن شد .
بنابراين وجود درفش كاويان در جنگ ايران با عساكر اسلام و افتادن آن به دست عرب و حكايت حمل آن به مدينه و سلب جواهرات آن و غيره ، آخرين خبر تاريخى اين عَلَم ايرانى است .
خوشبختانه دو شكل از صورت درفش كاويانى كه در زمان با شوكت هخامنشيان و ساسانيان هميشه در جلو لشكر ايران كشيده مىشد در آثار تاريخ مانده ، بهطورى كه امروز قريب به تحقيق شكل اصلى درفش كاويان بر ما واضح و روشن است .
هامش
( * ) در اصل خروس