قريب ده دوره شرح منظومه را تدريس كرده بود . تدريس ادبيات را هم در اواخر متروك داشته بود . در اواخر عمر به توسط آميرزا محمّد حسن نجفى نزد ظلّ السلطان حكومت اصفهان معرفى مىشود و مختصر ماهيانهاى براى او مقرر مىشود .
حالت عبادت و بكاى مخصوصى داشت . چنانچه مكرر در بين نماز از شدّت تضرع و بكاء قدرت ايستادن و استقرار از او سلب مىشد و به زمين مىافتاد ، كمتر در معاصرين زمان او در اصفهان چنين حالتى از كسى ديده شد ، يعنى اينطور بىاختيار شدن از تضرّع . در سحرها مناجاتهاى مخصوصى انشا مىنمود ، غير از آنچه در كتب مندرج است . مخصوصا تكرار اسماء حسنى را بيشتر از همه چيز مىنمود . با همهء اين اوصاف كمتر كسى بود كه با او معاشرت كند و بتواند موافق ميل او رفتار نمايد كه مورد دشنام او نشود . در امر طهارت و نجاست فوقالعاده دقت داشت .
وفاتش در سنه هزار و سيصد و سى و سه و مقبرهء او را كه ابتدا در محلى خالى و تنها قرار دادند ، به موجب وصيّت و ميل خود او به دورى از ديگران ؛ پس از چندى يك نفر [ از ] مريدانش عمارت ساخت ، نزديك لسان الارض در تخت فولاد بر خلاف عقيدهء خود از علامت و بنا گذاردن روى قبر .
ملّا محمّد جواد كاظمينى ( صاحب شرح جواد )
اصلا اهل كاظمين بوده مهاجرت كرده ، در ملازمت شيخ بهايى روزگار مىگذرانيده ، رسالهء " خلاصة الحساب " شيخ بهايى را و همچنين رسالهء " زبدهء " او را كه مانند كتب شيخ موجز و ملغّز بوده ، شرح كافى با بيانى نوشته ، و چون اين دو رساله در ميانهء طلبه متداول بوده است و بيانات صاحب عنوان مساعدتهاى زيادى در توضيح و بيان آن دو كتاب را داشته ، و همچنين تداول بسيارى يافته ،