تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
وقتى با قاضى فاضل سواره يكديگر را ملاقات كردند ، عماد به قاضى گفت : " سر فلا كبابك الفرس ، قاضى در جواب گفت : " دام علاء العماد " ، چون اين دو جمله مقلوب كنند مجددا همان جمله ظاهر مىشود . و ديگر كتاب او تاريخ سلجوقيه است ، به اسم " نصرت الفترة " ، و در آنجا مؤيد الدّين طغرايى را به‌عنوان استاد ذكر كرده . وفات او در سنهء پانصد و نود و هفت [ بوده است ] .

آخوند ملّا محمّد كاشانى ( فقيه حكيم )

با آميرزا ابراهيم قاضى همواره در مسابقه بوده‌اند . چنانچه متفقا از جماعتى از علما روايت مىكنند . اصل او از كاشان و در اصفهان سكونت داشته و از معاريف زمان نادر شاه است . در اوايل ورود به اصفهان در مدرسه جدّه با عسرت تحصيل و تدريس مىنموده ، چنانچه يكى از شاگردان او حكايت نمود ، وقت فراغت از درس كه نزديك ظهر مىشد به يكى از شاگردان خود دستور مىداد از دكّان بقّال و نانوايى درب مدرسه ، يك شاهى سركه شيره و قدرى نان نسيه گرفته ، جهت او مىآورده كه مخارج روز و شب او دوسه شاهى بيش نمىشده ، و از اين راه نزديك پانزده تومان به كسبه مقروض مىشود . ناچار در مقام معلّمى برمىآيد در خانهء يكى از اهالى كاشان ، و اولاد او را روزها تعليم مىداده و از اجرت ماهيانه آن معلّمى ، يك‌دفعه قرض خود را ادا مىكند و معلّمى را هم ترك مىنمايد ، تا بار ديگر در مدّت مديدى باز مبتلاى به همان مقدار قرض مىگردد . اين دفعه در منزل ديگرى معلّمى مىنمايد و از اجرت آن اداى قرض مىكند . خلاصه سال‌ها با كمال عسرت به تحصيل و تدريس گذرانده و تدريسات او عبارت بوده اغلب از مغنى و مطوّل و شرح تجريد و شرح كبير و قوانين . ليكن در اواخر ، اسفار هم مىگفته كه در مدرسهء صدر سكونت داشت ، پس از آنكه