تخلّص مىكرده . در زمان شاهطهماسب صفوى ، مثنويات و ديوانهاى بسيار به او نسبت مىدهند ، چنانچه صاحب آتشكده « * » مىنويسد ، از مثنويات : ناز و نياز ، بهار و خزان ، ليلى و مجنون ، وامق و عذرا ، حسنه الاخبار ، اسكندرنامه ، و از غزليات : سفينه اقبال ، صورت حال ، كنز الاقوال ، عشق بىزوال ، صيقل ملال ، عذر مقال ، قدس خيال ، و چهار ديوان به نام طاهرات ، صنايع ، بدائع الشعر و نهاية السحر در مقابل طيبات ، بدائع ، خواتيم و غزليات قديم از شعر سعدى ، عيون الزلال در مقابل ديوان حافظ ، سحر حلال در مقابل آصفى مروى ، خجسته فال در برابر بابا شهيدى قمى ، لوامع خيال در برابر امير همايون اسفراينى ، بدايت وصال در برابر ميرزا شرف جهان قزوينى ، منتهى كمال در برابر كمال خجندى ، معشوق لايزال در برابر امير خسرو دهلوى ، حسن مآل در برابر حسن دهلوى . باز در آتشكده تعجّب مىكند كه مدّت عمر مولانا ، وفا به خواندن كتب مرقومه نمىكند تا به گفتن و نوشتن ، چه رسد . محض غرابت نوشته شد ، و العهده على الراوى .
سيلاب سرشك از در او مىبَرَدم آه * عمرى اثر گريهء بىحاصلم اين است 139
ايضا :
مىخواست رستخيز ز عالم برآورد * آن باغبان كه تربيت اين نهال كرد
و ايضا :
شادم كه داد وعده به فرداى محشرم * كان روز هيچ وعده به فردا نمىشود
و ايضا :
به گرد خاطرم اى خوشدلى چه مىگردى * كدام روز مرا با تو آشنايى بود
هامش
( * ) ر . ك . آتشكده ، ج 3 ، ص 961 .