تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
گر ز حال جان‌ودل پرسى مرا شد جان‌ودل * در ره عشق اين ، فدا در آتش هجر ، آن كباب

مير سيّد حسن طالقانى ( حكيم عارف )

در اصفهان به افادهء حكمت و معارف اشتغال داشت و شهرت داشت . از بزرگان حكماى زمان خود بود . تدريس كتاب " فصوص الحكم " محى الدّين را مىكرده ، حزين نزد او تحصيل كرده ، به سبب توغّل در حكمت ، نزد علماى ظاهر متهم شده بود .

شيخ خليل اللّه طالقانى

اصلا از اهل طالقان بوده . در اصفهان سكونت داشته ولى به عزلت مىگذرانيده ، مردمان قابل ، محض ترقّى و تزكيهء نفس ، نزد او تربيت مىيافته‌اند . تعليمات خود را به خطّ خود نوشته به سالكين مىداد از براى مشق رفتار خود . در مراتب علوم ظاهره نيز دستى داشته ، گاهى هم شعر مىگفته . از اوست :
اى شوخ بيا درون درويش نشين * كان نمكى ، بر جگر ريش نشين در هجر تو دامنم گلستان شده است * يك‌دم به كنار كشتهء خويش نشين
وفات او در هزار و يك‌صد و كسرى است . از مربيان شيخ محمّد على حزين است .

درويش عبد المجيد طالقانى

در اصفهان كسب كمال نموده ، در كسوت درويشان مىزيسته ، در سال هزار و صد و هشتاد و پنج در سنّ جوانى درگذشت و خطّ شكسته او هنوز [ معروف ] است . قبر او كنار راه ميانهء تكيهء خاتون‌آبادى و تكيه مير در تخته پولاد است . خط