شكسته او [ رونق ] خط ميرزا شفيعا را شكسته ، حاجب شيرازى در وصف خط او رباعى گفته است :
اى گشته مثل ز خوشنويسى ز نخست * مفتاح خزائن هنر ، خانهء توست
تا كرده خدا لوح و قلم را ايجاد * ننوشته كسى شكسته را چون تو درست
وقتى كه حاجب اين رباعى را جهت درويش از شيراز فرستاد ، درويش گفته هرگاه بهجاى مصراع دوم ، گفته بود : " بهتر ز خط بتان نوخط ، خط توست " ، بهتر بود . « * »
در حجره سردرب مدرسه كاسهگران منزل داشته ، چنانچه مسلك او درويشى و فقر بوده است امر معاش او هم به پريشانى و فقر مىگذشته ، چنانچه بسيارى از خطوط او كه ديده شد ، حواله يا قبضى بود به دكاندارها براى رفع حوايج يوميّه كه از آنها معلوم مىشود در كمال سختى مىگذرانده ، مثل اينكه حواله سه غاز روغن چراغ مىنوشته ، و امثال آن از اوست :
ظلم است كه بيرون كنىام از قفس اكنون * كز ظلم 140 توام ريخته شد بالوپر آنجا
پرسيد كسى دوش ز بزمت خبر از من * پنداشت كه من داشتم از خود خبر آنجا « * * »
و نيز :
بر بام حرم نمىنشيند * مرغى كه پرد ز طرف بامت
هامش
( * ) ر . ك . تحفه العالم ، ص 229
( * * ) ر . ك . همانجا ، ص 229 و نيز " پيدايش خط و خطاطان " ، ص 179 .