مانند غلام ، درب اطاق او مىايستادند تا اذن جلوس حاصل كند . بسيارى از بزرگان در خانقاه او به فقر مشرف شدند . جمع كثيرى كه عدد آنها اغراقآميز مىنمايد ، در زمان حيات او معروف بود با او بيعت كردند . شبهاى دوشنبه و جمعه در خانقاه او ذكر جلى بلند مىشد . چنانچه در موقع كشته شدن ناصر الدّين شاه ، صدراعظم توهّم نمود كه مبادا هياهوى ذكر خانقاه در شب باعث اضطراب اهالى شهر گردد و خواهش نمود كه آن موقع را موقوف دارند . به سبب آنكه جمعيّت زياد فقرا در خانقاه كمتر كسى را مجال مىداد كه از شخص او بتواند استفاده كند . اين بود كه بيشتر در همان ايّام از معاشرتهايى كه در آنجا ميسّر مىشد ، بهرهمند مىگرديدند ، هركسى به اندازهء خيال و مقصد خود فايده مىبرد .
وفاتش در سال هزار و سيصد و شانزده واقع شد پس از شصت و سه سال زندگى ، در همان خانقاه خود مدفون گرديد . خانوادهاى كه صفىعلى شاه در اصفهان از او منشعب شده در " محله نو " معروف هستند به طايفه " صابرىها " .
پدر صفىعلى شاه ، آمحمّد باقر ، تاجر بود كه از اصفهان به سببى مهاجرت و سكونت در يزد نمود .
صفى
اسمش صفىّ الدّين محمّد . تحصيل كمالات علمى و ايمانى نموده و بعضى او را بسيار توصيف كردهاند . از اوست :
اى آتش عشق يار ، دلسوزى كن * وى باد هواش ، آتشافروزى كن