تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
صاحب داد به فراست او را شناخته گفت بگو تو ابو بكر خوارزمى هستى ، و اجازهء ورود داد . مجلس صاحب بن عبّاد مركز دانشمندان عصر بوده است كه هركس مايهء علمى داشته با هر وسيله مىشده در آنجا حاضر مىگشته و افتخار خود مىدانسته . صاحب بن عبّاد ، خانه و عمارت عالى در اصفهان بنا گذارده بود ، همين‌كه در آنجا رفت و منزل كرد شعراء و دانشمندان در مدح آن عمارت قصايدى گفته‌اند و بعضى از علماى ادب ، در كتب خود آن قصايد را ضبط كرده‌اند ، مانند ثعالبى و غيره . در حقيقت مسابقه بوده است ميان بزرگان ادب ، كه هريك به‌قدر قوهء خود جواهر دانش خود را به رشتهء نظم درآورده . كلمات كوتاه و مسجّع صاحب و محاضرات او كه هركدام جامع فنونى است از بديع ، زينت تمام كتب ادبيه شده . كتاب " محيط اللغة " يكى از آثار بزرگ صاحب است . مانند مزيدى حلّى و ابو اسحاق صابى و ابن سكّره و ابن نباته و جمعى ديگر صاحب را در تأليف كتاب‌ها و رساله‌هاى مخصوصه مداحى نموده‌اند . ديگر از خصايص او سخاوت است كه متن‌ها براى خلعت و لباس دادن به اشخاص مختلف مخصوصا به علويه ، اداره و دستگاه مفصلى ترتيب داده بوده است . يكى از اهل خبر نوشته است وقتى به آن اداره رسيدم كه مراجعه به محاسبات آن مىشد ، ديدم از جنس عمامهء خز هشتصد و بيست طاقه در آن چند روزهء زمستان به سادات خلعت بخشيده است . صاحب نقل كرده كه عصر روزى از ماه رمضان ، منزل ابن عميد بودم و از اهل علم در آنجا جماعتى حاضر بودند براى مناظره و مباحثه ، همين‌كه موقع افطار رسيد ، جماعت بدون افطار نمودن از منزل او خارج شدند ، اين واقعه در نظر من بسيار قبيح آمد . به اين سبب نوشته‌اند
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 349 | مير سيد على جناب