مؤيد الدوله ، عضد الدوله برادر عظيمالشأنش فخر الدوله را با تدابير سياسى طورى مغلوب ساخته بود كه ناچار فخر الدوله به قابوس وشمگير پناهنده شده بود و عضد الدوله ، كليهء رى و ممالك فخر الدوله را به مؤيد الدوله واگذارده بود .
اين هنگام صاحب اظهار داشت كه چون فخر الدوله قبلا اين ولايات را داشته و از خانوادهء سلطنت مىباشد و آثار جلالت در اوست ، او را معين مىكنم . در نتيجهء اين اقدام معلوم بود كه فخر الدوله مفلوك متوارى ، اگر به سلطنت رسد قدر صاحب را خواهد نگاه داشت . لا بد صاحب هم قبل از اين مجلس باطنا اصحاب رأى را با خود متّفق كرده بود . امرا هم پذيرفته فخر الدوله را طلبيدند و ملك را تسليم او كردند .
صاحب براى امتحان صحّت حدس خود از اينكه فخر الدوله تابع ارادهء او خواهد شد ، ابتداى امر نزد فخر الدوله از تصدّى وزارت اعتذار جست ، ولى فخر الدوله ظاهر داشت كه سلطنت من با وزارت تو توأم خواهد بود . بلكه در حقيقت فخر الدوله علاوه بر صورت وزارت ، باطن امر سلطنت را به دست صاحب گذاشت .
با اين مقدمه ، امر وزارت صاحب بن عبّاد بالاتر از ديگران بود چه ابناى ملوك و امرا و سرداران و بزرگان مملكت ، مانند اولاد مؤيد الدوله ، فرزند عز الدوله ، منوچهر بن قابوس وشمگير ، فولاد بن مانادر ، نصر بن حسن بن فيروزان خالهزاده فخر الدوله ، ابو العباس برادر او ، كيات بن القسم بن فيروزان ، حيدر بن وحسوذان ، كيخسرو بن مرزبان بن سلار ، حسبان بن نوح بن وحسوذان و شيردل بن سلار بن شيردل كه هريك از اينها رجال بزرگ تاريخ عصر بودند و تيولاتى داشتند ، از پنجاه هزار دينار الى بيست هزار دينار عايدى با صدها سوار مىآمدند درب خانه صاحب و با اتباع خود سواره مىايستادند ، چشمها را به زير انداخته هيچكس را جرأت حرف زدن با ديگرى نبود تا وقتى كه يك نفر از
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 345
مساهمون: مير سيد على جناب
ص٣٤٥