تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
چه محترم‌تر از علوم اهل بيت كه تعلّق خاطر به او دارد نيافتم ، با دوستى كه او به آن خانواده دارد و معتقد به امامت آنها و مشهور به اكرام و احسان نسبت به ذرّيه و شيعيان آن‌هاست ، خواستم كه در مقابل انعام‌هاى او به من ، خدمت [ ى ] جهت او كرده باشى زيرا احسان او به من زياد است . . . . شيخ صدوق در اينجا و جاهاى ديگر مبالغهء زيادى در مدح و دعا بر صاحب مىكند محض آنكه شيعه بوده و از شيعيان دستگيرى داشته [ است ] . ديگران نيز در اين باب تفصيلاتى نوشته‌اند مانند سيّد رضى و صدوق و برادر او و ابن طاوس و مجلسيين و صاحب مجالس المؤمنين كه معلوم مىسازد نه تنها صاحب ، شيعه بوده بلكه پشتيبانى علماى شيعه در آن زمان به صاحب و مقامات عاليهء او بوده ، كه با مخالفت دربار خلافت با اين مذهب باز مىتوانسته‌اند علماى شيعه در آن تاريخ خودنمايى كنند و داراى رياست باشند . صاحب را در ستايش آل ابى طالب نظم و نثر بسيارى مىباشد ، گويا الزام داشته در اين باب غلو كند . صاحب بن عبّاد با ابو الحسين على بن حسين اطروش از سادات حسينى كه رئيس همدان و اهل علم و فضل بوده و سادات گلستانه اصفهان كه احفاد او بوده‌اند مواصلت نموده و دختر خود را به او داده و به اين وصلت مباهات و مفاخرت‌ها مىكرده ، چنان‌كه اشعار زيادى در اين خصوص گفته و خدا را حمد كرده بر اينكه اولاد رسول اللّه از خانوادهء او پيدا شده ، ولى بر خلاف همهء علما و مشايخ آن روزگار كه مفتخر به تقرّب صاحب بن عبّاد بوده‌اند حسين اطروش ، مىگفته به پسر خود كه داماد صاحب بود ، هيچ عيبى در خانوادهء خود نديدم غير از مواصلت تو با صاحب و اين سخن را از كمال جلالت قدر خود مىگفت و خويشاوندى صاحب را وقعى نمىنهاد . علّت اينكه صاحب توانست ترويج تشيّع كند و علماى شيعه ظاهر