تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
شدند ، قدرت سلطنت عضد الدوله بود كه در جنب او دستگاه خلافت قطره‌اى بود در جنب دريا ، و عضد الدوله اهتمامى در ترويج مذهب شيعه داشت ، چنانچه مدفن حضرت على ( ع ) را ظاهر نمود و گنبد و سقف و بارگاهى براى آن قرار داد . وقتى مؤيد الدوله فرزند ركن الدوله به سلطنت رسيد ، ابو الفتح بن عميد وزير ركن الدوله به وزارت او باقى ماند تا اينكه عضد الدوله سوءظنى به ابن عميد پيدا كرد ، به سبب آنكه در بغداد با بختيار رابطه پيدا كرده بود و املاكى خريده بود ، به خيال كناره‌گيرى از خدمت عضد الدوله و مؤيد الدوله و سكونت بغداد با آنكه اسرار آن‌ها را كاملا مىدانست . عضد الدوله به مؤيد الدوله حكم داد تا آن را گرفته محبوس سازد ، در زير شكنجه اندوخته‌هايى كه او و پدرش در زمان وزارت پيدا كرده‌اند دريافت كند . ابن خلّكان و بعضى ديگر نوشته‌اند كه ميانهء ابن عميد استادزاده با صاحب بن عبّاد خشونت و نفرتى پيدا شد و صاحب در خلوت ، نزد مؤيد الدوله كلماتى گفت تا او را وادار ساخت ابن عميد را مأخوذ و تحت شكنجه درآرد . بارى ابن عميد در تحت شكنجه مىزيست تا آنكه از شدّت زجر و صدمه از حيات خود مأيوس شد ، جيب جبهء خود را پاره ساخته صورت ذخيره و اندوخته‌هاى خود و پدرش كه با علامت در آن ورقه ثبت بود بيرون آورده به آتش سوزانيد و به مباشر شكنجهء خود گفت : حالا مأموريت خود را انجام بده كه پس از اين دينارى از اموال ما به آقاى تو نخواهد رسيد و زير شكنجه هلاك شد . صاحب بن عبّاد پس از او به وزارت مؤيد الدوله برقرار شد و با سابقهء آميزشى كه با مؤيد الدوله داشت مقام رفيعى حاصل نمود كه همهء بزرگان و امرا مملكت طوعا [ او ] قهرا مطيع و منقاد او گشتند ، تا پس از وفات مؤيد الدوله در رى و معين نبودن شخصى جهت جانشينى او ، همين‌كه امرا ، مجلس مشاوره تشكيل دادند در منزل صاحب براى تعيين جانشين ، و چندى قبل از وفات