تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
موقعى يافته تمسخر نمود كه كار دوساله را در ظرف چهل روز انجام دادن بهتر از اين نمىشود . اين انفعال كه در اينجا براى صبّاح پيدا شد 71 با ساير وقايعى كه ميانهء نظام الملك و صبّاح در اثر اختلاف مذهب به روز نمود ، حسن صبّاح را وادار به انتقام ساخت تا كرد آنچه كرد . خواجه نظام الملك براى خودنمايى و وانمود ساختن وسعت مملكت ملك‌شاه مضايقت نداشت كه اجرت ملّاحان و عمله در رود جيحون را كه اردو و اثقال و احمال ملك‌شاه را از يك طرف رود به طرف ديگر رود نقل داده بودند ، به عامل حلب حواله دهد . يا اينكه فرستادهء قيصر روم را نزد ملك‌شاه در اصفهان در وقت عزيمت تركستان اجازهء حضور ندهد تا روز ورود ملك‌شاه به سمرقند كه همه جا از اصفهان تا سمرقند به وعدهء ملاقات نزديك ، آن بيچاره را كشيد و برد . وقتى كه ملك‌شاه به سلطنت رسيد طفلى بود هيجده‌ساله ، به سعى و كوشش خواجه نظام الملك كه دستورى بود سالخورد و معلوم است كه در اين صورت نظر خواجه به او در حقيقت نظر فرزندى مىشود ، ملك‌شاه هم در امورات از او تمكين مىكند و همهء كارها تفويض به راى خواجه شده بود . تا اينكه ملك‌شاه به جوانى رسيد . محارم و اطرافيان آن هم نيز هريك به خيال سرورى افتادند و ملك‌شاه را در خلوت از خواجه مىرنجانيدند ، مخصوصا تركان خاتون زوجهء ملك‌شاه كه مىخواست محمود پسر خود را وليعهد سازد ، و خواجه نظام الملك بركيارق را شايستهء ولايتعهد مىدانست و نزد ملك‌شاه از او تمجيد مىكرد ؛ بنابراين تركان خاتون در خلوت اغلب نزد ملك‌شاه غيبت خواجه را مىكرد و مىگفت نظام الملك دوازده پسر دارد - يكى فخر الملك ديگرى مؤيد الملك عبد اللّه بن نظام الملك و ديگرى عز الملك ابو عبد اللّه حسين و ديگرى عماد الملك ابو القاسم بن نظام الملك و ديگر مرزبان فيروز بن
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 229 | مير سيد على جناب