برقرار بود ، پس از وفات آلب ارسلان و ظهور اختلاف ميان فرزندان او به تدبيرات حسن كه امرا و اعيان مملكت را به طرف ملك شاه مايل ساخت و ملكشاه در سلطنت استقلال يافت ، حسن يعنى خواجه نظام الملك متولى مطلق در امور مملكت گرديد ، و در اثر قلم او كه تيزتر از شمشير ملكشاه بود از آخر گرجستان و ماوراءالنهر تا آخر شام و حدود آفريقا ، سلطنت ملك شاه سلجوقى امتداد گرفت ، و غير از كرسى سلطنت و امر شكار براى ملكشاه باقى نمانده بود . حتّى المقتدى خليفه ، طورى با نظام الملك به ادب سلوك كرد كه براى ديگرى ميسّر نشد ، بيست سال تمام اين وضع تعيّنات خواجه دوام داشت .
خواجه نظام الملك به مذهب شافعيه بوده است با اهالى محلهء دريه - دشت و توابع ، و ملكشاه تابع ابو حنيفه بوده با اهالى محله جودهباره و كوشك و كاران و توابع . از اين راه ، اصحاب امامين ، گاهى در فشار تعقيب مذهب آقا و نوكر مىافتادند .
خواجه نظام الملك براى نيكو ساختن اخلاق خود هميشه مواظبت داشته ، و مستند مىساخته است به خوابى كه ديده بوده است كه اخلاق زشت مجسّم شده بودند به صورتهاى مهيب متعفن و او را آزار مىكردند ، تا مجسّمات اخلاق نيكو با صورتهاى زيبا و بوهاى معطّر به فرياد او رسيده مىبخشد .
اغلب در مجلس خود از فقهاى شافعيه و بزرگان صوفيه پذيرايى مىكرد ، و ارادت خود را به صوفيه مىگفته است . كرامتى بوده كه از شخص صوفى به ظهور رسيده ، از اينكه وقتى من در خدمت يكى از امرا بودم شخص صوفى با من تصادف نمود و به من گفت حسن خدمت كسى را اختيار كن كه تو را فايدهاى بخشد نه آنكه سگها پارهاش سازند . اتّفاقا شب را امير برحسب عادت شراب بسيارى استعمال كرده و بىخردانه رفتار مىنمايد ، در صورتى كه او را چند سگ شرير دريده بودند سگها او را نشناخته مورد حمله مىسازند و پاره
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 226
مساهمون: مير سيد على جناب
ص٢٢٦