تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
پاره‌اش مىكنند . فردا من معنى كلام صوفى را كه نفهميده بودم فهميدم و از آن روز مصمّم به خدمتگزارى اين طايفه شدم ، به اين مناسبت مدرسه و خانقاه چندى بنا گذارد كه نظاميهء بغداد با موقوفات فراوان و نظاميهء اصفهان بالاخره خوابگاه و مخدوم او و فرزندانش شد ، معروف است . خواجه نظام الملك اول كسى است كه بناى مدرسه جهت فقها گذارد در اسلام ، و پس از آن رواج يافت . خواجه نظام الملك هروقت صداى اذان را مىشنيد كارها را گذاشته به عبادت مىپرداخت ، وقتى امام الحرمين و ابو القاسم قشيرى بر او وارد مىشدند به آن‌ها نهايت احترام را مىگذارد و بر مسند وزارت مىنشانيد . خواجه را با مقام وزارت وارستگى بود كه هم استماع حديث مىكرد و آن را املا مىنمود و مىخواست در زمرهء محدثين شمرده شود ، چنانچه در مراتب او نوشته‌اند كه [ در ] يازده‌سالگى از حفظ قرآن فارغ شد ؛ كه بيشتر حافظ قرآن ، كسانى را مىگفتند كه تمام قرآن را با ده قرائت حفظ داشته باشند . خواجه را در مقام حساب و استيفاى امور ديوان بهرهء وافى نبوده ، چنانچه از دو قضيه‌اى كه ميانهء او و حسن صباح در حضور ملك‌شاه به وقوع انجاميد كشف حقيقت مىگردد ، يكى موقعى كه ملك‌شاه در حلب بود پانصد من سنگ رخام كه از او ظرف مىسازند دستور داد تا به اصفهان بياورند . دو نفر مكارى كه يكى شش شتر داشت و ديگرى چهار شتر و هركدام نيز پانصد من رخام خاصه خود داشتند ، آن سنگ‌هاى سلطانى را به اصفهان آوردند ، ملك‌شاه در مقابل اين خدمت هزار دينار انعام داد . خواجه ، صاحب شش شتر را به ششصد دينار قسمت داد و چهارصد دينار به صاحب چهار شتر داد . حسن صباح كه در اين وقت حاضر بود به ملك‌شاه رسانيد كه خواجه حق يكى از مكاريان را به ديگرى داده و ظلم نموده است ، ملك‌شاه ، مجلسى ساخت كه در آنجا حسن صبّاح بيان مسأله را كند . در آن مجلس حسن صبّاح بياناتى كرد ولى توضيحات ابتداييه
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 227 | مير سيد على جناب