و نيز از اوست :
سمن بران گلستان ، گلرخان چمن * به روى غنچه به صد چشم مىكنند نگاه
به چشم عبرت صنع خدا ببين و بگو * زهى بدائع او لا إله إلّا اللّه
حسن خواجه نظام الملك
على بن اسحاق پدر او - گرچه ميان مورخين اختلاف شده بهموجب آنچه در حبيب السير نوشته در اينكه پدر خواجه نظام الملك حسن را ، على اسم بوده يا محمّد ناميده مىشده ، ليكن مسلّما على بوده به سبب آنكه در كتيبهء گنبد مسجد جمعه كه روى مدرس و صفهء صاحب اسماعيل بن عبّاد زمان ملكشاه به امر خواجه بنا شده است نوشته است : امر . . . العبد الفقير الى رحمت اللّه الحسن بن على الاسحاق ) .
از ضبّاط و عمّال ديوان سلجوقيان بوده ، و حسن در بلخ پس از آنكه پدر ، او را به انواع علوم و فنون تربيت داد و خصوصا نزد امام موفق نيشابورى تكميل تحصيلات خود را نمود در معيت خيّام و صبّاح در ضمن گردش و از جايى به جايى رفتن فنّ سياق را كامل ساخت ، و نزد على بن شاذان كه متولى امور ديوان آنجا بوده براى ضبط محاسبات و نوشتهجات او مستخدم گرديد .
على بن شاذان هرچند گاهى كه احساس مىكرد حسن داراى سرمايهاى شده مىگفت حسن فربه شده است و بهانهاى مىآورد و او را لخت مىساخت ، حسن را اين وضع ناگوار آمده نزد داود سلجوقى معروف به چغر بيك سرسلسلهء سلجوقيان گريخته از روزگار خود شكايت كرد ، داود وضع او را پسنديده به آلب ارسلان محمّد ، فرزند خود سپردش .