خواجو ابو العطايا
محمود بن على ، از بزرگزادگان كرمان بوده ، و در بدايت امر شغل استيفاء داشته و از مدّاحان سلطان ابو سعيد خان ترك است ، پس از آن حالت تجرّد پيدا كرده جمعى از مشايخ را ملاقات نموده و مريد شيخ ركن الدّين علاء الدولهء سمنانى شد .
از شعراى معروف است ، بلكه از اساتيد شعر و كلمات او را حجت خود قرار مىدهند و هم او را نخلبند شعرا مىگويند و همواره سياحت كرده وفاتش در سنهء 742 .
مقبرهء او را بعضى در شيراز نوشتهاند ، ليكن در اصفهان محل قبر او معروف بلكه يكى از محلات اصفهان [ را ] كه سابقا باغكاران ناميده مىشده به مناسبت مدفن او خواجو ناميدند ، در پشت حمّام چهارباغ صدرى سمت امامزاده باقر محل دفن اوست .
از اوست :
همه را گل به دست و ما را خار * همه را بهره گنج و ما را مار
يار در پيش و ما قرين فراغ « * » * باده در جام و ما انيس خمار
يار ديدار مىنمايد ليك * ديدهاى نيست در خور ديدار
و نيز :
مكن به چشم حقارت نظر به مردم زانك * ز خوار كردن مردم ، شوند مردم خوار
ايضا :
تا تلخى هجران نكشد خسرو پرويز * قدر لب شيرين شكر بار نداند
هامش
( * ) در اصل فراق