اگر سلامت جويى حقيقت اى مسكين * مساز در بن دندان اژدها مسكن
حيات دنيا خواب است و مرگ ، بيدارى * ز كان حكمت محض است اين بلندسخن
هرآنكه بيش خورد كم زيد به معنى ، از آنك * چراغ كشته شود چون بشد ز حدّ روغن
ميان جامه ، دلى زنده گر ندارى پس * به نام ، خواه كفنخوان و خواه پيراهن
ز بهر دنيا چندين عناكرى نكند * كه مى نيرزد اين مرده خود بدين شيون
اگر نباشى مردم ، دد و ستور نباش * و گر فرشته نباشى مباش اهريمن
مباش غرّه بدين گنده پير دنيا ، زانك * هزار شوهر كشت و هنوز بكر اين زن
بمير پيشتر از مرگ تا رسى جايى * كه مرگ نيز نياردت گشت پيرامن
و نيز در وصف اصفهان گفته :
اين چه شهر است سراسر آشوب * اين چه قومند تمامى تلبيس
با چنين شهر سقى اللّه دوزخ * با چنين قوم عفا اللّه ابليس
جناب
اسمش ميرزا فتح اللّه ، اصلش از خوزان ماربين اصفهان ، نسبش به امير نجم ثانى مىرسد . در جوانى به هندوستان رفته و پس از تحصيل مكنت به