تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩

ابراهيم جوهرى

نامش ميرزا محمّد ابراهيم شاگرد ملّا محمّد تقى قزوينى وقتى به آهنگ سياحت به اصفهان آمده در آنجا عيال اختيار مىكند و مراجعت به قزوين مىنمايد . مدّتى نمىگذرد باز به هواى اصفهان حركت مىكند ، اين مرتبه وارد بر سيّد محمّد باقر رشتى مىشود ، بقيهء ايّام توقف در اصفهان را سيّد از او پذيرايى مىنمايد . در گفتن مرثيه و نظم و نثر مشهور است و كسب او هم همين بوده است . اولاد دخترى او هنوز در اصفهان هستند . كتابى از او معروف 53 است به اسم « جوهرى » مبتديان روضه‌خوان‌ها بسيار از او استفاده مىكنند مقبره‌اش در آب‌بخشان معروف است ، وفات او در سنهء هزار و دويست و پنجاه و سه .

جهانگيرخان [ قشقايى ]

از ايلات فارس و طايفهء دره‌شورى قشقايى است ، در اوايل عمر نزد خالوى خود كه از كيخاهاى همگين بوده‌اند منشىگرى داشته ، به شيراز هم مسافرت نموده ولى به‌عنوان تحصيل نبوده . چنانچه ابتداى آمدن به اصفهان هم اين عظمت را نداشته و براى شغل ديگرى آمده بود . بعد از توقّف در اصفهان عازم بر تحصيل مىشود و ترقّيات مىكند ، تحصيل فقه را نزد حاجى شيخ محمد باقر و ميرزا محمّد حسن نجفى كرده است ، معقول را نزد حاجى ملّا اسماعيل درب‌كوشكى رياضيات را [ نزد ملّا حيدر صباغ لنجانى فراگرفت ] . بالاخره در مدرسهء صدر از ابتدا منزل داشته و لباس اوّليه خود را كه كلاه پوست بلند و با زلف و پشت‌گوشى قشقايى مانند و كفش ارسى و قباى بلند بود تا آخر تغيير نداد ، در همان مدرسهء صدر تا آخر عمر به‌طور تجرّد زيست نمود ، امامت جماعت هم در آنجا مىكرد . جاذبه حسن اخلاق او مزيد جمعيّت نماز او