اصفهان مراجعت نموده ، در زمان شاهطهماسب [ دوم ] كلانتر اصفهان شده ، در دولت نادرى با ميرزا رحيم اشتهاردى و ميرزا كاظم اصفهانى ميان رى و كاشان در صحراى نمك حسب الحكم شاه قهار شهيد شد . 51 از اوست :
زِ كارِ بستهام از هيچ ره گشادى نيست * مگر دمى كه غمت را كند شمار انگشت
به تلخكامى ايّام شاد باش و مزن * به شهد كاسهء هر سفله زينهار انگشت
اگر به لب زنم از دست آن نگار انگشت * شود چو غنچه ز خون دلم نگار انگشت
برآيد از رگ من ناله گر بخارم تن * بدان مثابه كه مطرب زند به تار انگشت
جنّتى ( شاعر )
اسمش زين الدّين ، مولدش قريهء جز اصفهان . از اوست « * » :
تمام عمر اگر در كوهساران * جفاى برف بينى ، جور باران
كشى در هر نَفَس ، صد گونه خوارى * ز چنگال عقابان شكارى
بسى بهتر كه در تخت زراندود * دمى محكوم حكم ديگرى بود 52
ام ابراهيم فاطمه جوزدانيه
دختر عبيد اللّه جوزدانى است و جماعتى از علما از او روايت كردهاند مانند اسعد ابو الفتوح منتجب الدّين عجلى متوفى سنهء ششصد هجرى .
هامش
( * ) ر . ك : آتشكده ، ج 3 ، ص 939 .