تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
شده بود ، در ماه رمضان هزار و سيصد و بيست و هشت در همان مدرسهء صدر وفات نمود و با آنكه ماه صيام بود تمام دكانين شهر بسته شد و عمارى او را به سر دست با ازدحام غريبى [ به ] تخت فولاد بردند . « * » محل مخصوصى دفن شد كه معروف است . تدريس اسفار و شرح كبير و شرح لمعه و قوانين مىكرد ، شرح منظومه را هم چندين مرتبه تدريس كرده بوده ايّام تعطيل كلماتى از نهج البلاغة عنوان مىكرد و معارف و اخلاق مىگفت و همچنين فارسى هيئت و خلاصه الحساب و سى فصل را تدريس مىنمود ، در امر معاشرت و حسن خلق ، ممدوح هركسى كه با او ملاقات مىكرده بود ، مغنى و مطوّل را هم اوايل بسيار تدريس كرده بود ، جمعيّت شاگردان او بسيار مىشد در هر درسى غير از اسفار كه سه چهار نفر بيشتر نمىشد . 54 با آنكه از حيث معاش در عسرت بود ليكن به‌سبب عفّت و استغنا ، اغلب او را متموّل تصوّر مىنمودند . در سوارى و تيراندازى مهارتى داشت ، حتّى نشانه زدن با دست از پرتاب كردن سنگ و غيره نيز مهارتى داشت . چنانچه وقتى تيغهء چاقوى كوچكى را ميانهء ناخن انگشت وسط و باطن شصت جا داده و پاى گنجشكى را كه قبلا نشان كرده بود ، در پرتاب كردن تيغه چاقو زد و انداخت . در انقلابات اخير ايران كه شجاعتى از علما به مطابعت حاج شيخ فضل اللّه نورى و محافظت اصول قديمه بر ضد مشروطيت و مجلس دارالشورى اقدامات و هيجانات داشتند ، جهانگيرخان فقط در ذكر معايب مشروطيت اطالهء سخن مىنمود .
هامش
( * ) كه براى كس ديگرى اين ايّام چنين وضعى اتّفاق نيفتاده . ( مؤلف )