تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
حاجى را در خطنويسى شخصا عهده‌دار مىشده ، از جمله سرمشق‌هايى كه به خطّ خوش جهت او نوشته اين شعر است :
هزار سال بود از تو تا مسلمانى * هزار سال دگر تا به شهر انسانى
پس از بلوغ ، حاجى را امر كرد به رفتن حج با تقليد از غير آمحمّد . حاجى وقتى روى منبر توصيف مقام زهد او را مىنموده حكايت كرده ، در يكى از سال‌هاى سخت اصفهان مدّت شش ماه ، شب و روز آمحمّد با عيالات خود به خوردن زردك اكتفا نمود . و باز برحسب عادت نسبت موهومات به علماى شيعه ، در " روضات الجنات " نوشته كه آمحمّد ، طلايى مىساخته برحسب قواعد علم كيميا و چون او را با طلاهاى مغشوش ممزوج مىساخته‌اند آن‌ها را نيز اصلاح مىكرده [ است ] . آقا محمّد از معاشرت و ملاقات بزرگان استنكاف داشته و گاهى بر الاغ‌هاى باركش برهنه جهت قطع مسافات بعيده سوار مىشده [ است ] . آقا محمّد نماز جمعه را واجب عينى مىدانسته و در شهر اصفهان [ چون ] سادات اماميّه داراى شغل امامت جمعه بوده‌اند نمىتوانسته است اقامه جمعه كند ، هر جمعه به قريه رنان مىرفته و در آنجا اقامه جمعه مىكرده . در سال هزار و صد و نود و هفت هجرى وفات نموده ، مقبره او در تخت فولاد معروف و محلّ تبرك است . مقبره پدر او نزديك او واقع است كه از جيلان به اصفهان آمده در اينجا داراى اين فرزند مىشود . آقا محمّد برحسب خوابى كه ديده و معتقد به جلالت قدر مير معصوم خاتون‌آبادى شده ، وصيت كرده است عقب او دفن شود . آقا محمّد از اشخاصى است كه نفى اجتهاد مىكرده [ است ] .