تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
خون زيادى ديدم در اثر صدماتى كه مأمورين به او زده بودند ، كه هرگاه محمّد على ميرزا هم او را در آن‌وقت نمىكشت حيات مستقرى براى او نمانده بود . در موقعى كه براى كشته شدن در حضور محمّد على ميرزا ايستاده بوده است به او اظهار مىكند كه از كشتن من رفع مخالف براى تو نخواهد شد بلكه به عدد هر قطره خون من مخالف‌ها براى تو پيدا خواهد شد . بلى راستى همين است ، هنگامى كه وضعيّات يك مملكت يا يك ملّت در تحت فشار مىافتد و افكار عموم يك‌جهت متوجّه رفع و دفع آن فشار مىشود ، همه مهيّاى اظهار و جستن علاج مىباشند ، موقعى كه مانند بهشتى يك نفر فرياد خود را مطابق مقاصد عامه بلند كرد عموما متوجّه او مىگردند و او را در مرحله اول كافى مىدانند و ازاين‌رو سايرين كه قوّه نطق را دارا هستند ساكت مىمانند . ليكن اگر ناگهان مانند بهشتى مفقود گرديد عدّه زيادى به جاى او همان آواز را بلند مىنمايند . و همين‌طور شد كه به محض كشته شدن آن يك نفر عدّهء زيادى در اطراف ، هياهويى بر پا كردند كه ممكن نشد جلوگيرى از آن‌ها ، تا رسيد كار به جايى كه رسيد تا انقراض قاجاريه . در عالم سياست مصداق اين قضيه از حد احصاء خارج است خواه از اشخاص عالىمرتبت و خواه از غير آن طبقه ، پس با صرف‌نظر از بلندى و پستى و مشابهت اشخاص يكى معاويه مىشود كه متوجّه و ملتفت اين قضيه بود و ادعاهاى عرب شمرده شد و يزيد از اين نكته غفلت كرد و واقعه طف را فتح و نصرت خود تصوّر نمود ، در صورتى كه اشخاصى كه پس از آن واقعه لواى مخالفت به يزيد و دعوت به خود را بلند ساختند ممكن نبود با وجود حضرت ابى عبد اللّه هم هيچ‌كدام خروج نمايند و حقيقتا همان عمل شنيع يزيد و رفع مانع خانواده و سلطنت بنى اميّه را منقرض ساخت .