وسائل تأمينه ، مخصوصا آسيّد جمال واعظ جبل عاملى هم كه در اثر همين غوغاى اصفهان به طهران رفته بود و در مسجد شاه طهران نطقهاى مؤثرى در اين موضوع مىكرد ، زمينه تدارك شده بود كه ، رسيدن حاجى بهشتى و نطقهاى او در طهران باعث شهرت زيادى شد براى او در طهران و با بزرگان و رجال و اشخاص كاركن طهران روابط خصوصى پيدا كرد .
از آن جمله با پسر مظفر الدّين شاه ، سالار الدوله مرافقت پيدا كرد . در وقت حكمرانى كردستان به همراه او كردستان مىرود ، عين الدوله كه در آنوقت صدارت ايران را داشته به سبب اينكه شاهزاده حكمران كردستان جوان و بىتجربه بود اصلاح كارهاى مهم او را از حاجى بهشتى مىخواسته كه شخص عاقل شمرده مىشده است و شاهزاده از او تمكين داشته ، اين قضيه هم مزيد شهرت او و توجّه درباريان به او مىگردد هنگام مراجعت او به طهران از اشخاص برجسته و معروف و مربوط با درباريان بوده [ است ] .
در اين اثنا ، صداى مشروطيت و هيجان ملى در پايتخت بلند شده بود كه حاجى در خلال اين احوال به سبب اينكه برجستهترين اشخاص بود كه از طبقه اهل منبر تهوّر نمود و علانيه در منابر و محافل بر تهييج ملّت سخنسرايى كرد و با استبداد محمّد على ميرزا مقاومت نمود و تشريح مظالم مستبدّانه درباريان و بزرگان پايتخت و ولايات را از احكام و اهل علم ، مىايستاد و با بيان مخصوص خود كه مصداق " انّ من البيان لسحرا " بود واضح مىنمود ، در اواخر روى منبر نشستن را ترك كرده بود ، و همه جا پاى منبر ايستاده حرف مىزد و نطق مىكرد .
بعضى انجمنها تأسيس كرد جهت جلوگيرى و دفاع از دسيسههاى مستبدين كه نيرنگها مىساختند براى برهم زدن مجلس و مشروطيت . در دوره تقنينيّه اوّليه با آنكه عضويّت در مجلس نداشت عامل مؤثرى بود در وضعيت و رفتار مجلس . و طورى شده بود كه محمّد على ميرزا و بعضى ديگر از متنفذين او
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 148
مساهمون: مير سيد على جناب
ص١٤٨