الهى گرچه عارف هست آگاه * برد كى در حريم اقدست راه
تمام دست اهل كشف و اسرار * بود از دامن درك تو كوتاه
* * *
« مرحوم حاجى ميرزا پرويز خان بابادى بختيارى »
تولّد او در طهران در سنهء 1230 ، مدّت ده سال در مدارس طهران تحصيلات عربى و فارسى و غيره مىنمود ، منشى مرحوم حسينقلى خان ايلخانى بختيارى بوده . شاعرى بود زبردست ، عارفى بود خداپرست ، عابدى بود ساجد ، عارفى بود موحّد . اغلب عمر در خدمت ايلخانى استمرار وقت مىنمود . اشعار غزل و قصايد از آن بزرگوار در بختيارى فراوان خوانده مىشود .
وفات او در سنهء 1301 در خانه مكّه معظمه روى داد . اين غزل از فكر بكر ايشانست كه تيمنا نگاشته مىشود .
به جانم هر زمان اى آتش غم ، شعلهور گردى * بكوشش هرچه خواهم كم نمايم ، بيشتر گردى
اگر اعجاز پيغمبر نهاى ، اى عارض دلبر * چرا پس هر زمان از زلف خود شقالقمر گردى
نشيمن گشتهاى اى كشور دل ، لشكر غم را * از اين لشكر همىدون عاقبت زير و زبر گردى
رها شد از سيهبختى ز دستم دامن وصلش * اگر خواهى چنين يارى كنى ، اى بخت برگردى
روا نبود كه گر بينى ز شيرين ، تلخ گفتارى * روى پرويز چون خسرو خريدار شكر گردى
خدمت ذىشرافت جناب مستطاب فضائل و محامد آداب يگانه اديب