تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
شده . و نيز :
خاكساران جهان را به حقارت منگر * تو چه دانى كه در اين گرد سوارى باشد
و نيز :
اى آمده گريان تو و خندان همه‌كس * از آمدن تو گشته شادان همه‌كس امروز چنان باش كه فردا چو روى * خندان تو برون روى و گريان همه‌كس
در تذكره دولت شاهى است كه تمام قرآن را در چهار ركعت نماز خفتن ختم مىكرده [ است ] .

شيخ ابو اسحاق اينجو

فرزند شاه محمود است ، وكيل خالصه‌جات سلاطين مغول بوده كه به تركى اين منصب را اينجو نامند ، ارپا خان او را كشته با امير شيخ ابو اسحاق به شيراز آمده ، اصل ايشان هروى و از نسل خواجه عبد اللّه انصارى مىباشد . بعد از وفات ابو سعيد بهادر چنگيزى كه هركسى به هواى سلطنت بلند شد ، امير مسعود شاه اينجو برادر بزرگ‌تر امير ابو اسحاق بر مملكت فارس سلطنت يافت و امير شيخ ابو اسحاق به يزد رفت ، حاكم يزد امير مبارز الدّين محمّد پدر شاه شجاع از او مهمان‌دارى و پذيرايى نموده روانه كرمانش ساخت ، بار ديگر به يزد مراجعت كرده خواست يزد را تسخير نمايد . با امير محمّد جنگ‌ها نموده تا يزد را تصرف نمود . پس از آنكه امير ، پسر حسين سلطنت يافت در سنهء هفتصد و چهل و دو ، اصفهان را به امير شيخ ابو اسحاق واگذار نمود و بعد از مدّتى كه امير حسين