دانشمند و يكتا اديب فرهمند آقاى حاج ميرزا سيّد على جناب دامت افاضاته العالى با كمال توقير و احترام عرض مىنمايد اگرچه از شدّت درد چشم ، روحم خسته و دستم بسته و كلكم شكسته بود ، ولى لاجرم اطاعت اوامر مطاعه را لازم بل واجب دانسته ، جزيى اشعار ناقابل خود را با مختصرى از شرح حالات خود فقير و شرذمه از حالات مرحوم مبرور حاجى ميرزا پرويز خان طاب ثراه كه رئيس كليهء ايل و طايفه بابادى و عموزادهء پدر فقير بود با يك غزل ناتمام نوشته تقديم حضور مبارك داشته ، ولى متمنى است كه مقرر فرمايند در كتاب مبارك آن جناب مندرج فرمايند . وقتى كه سامان رفتم انشاءالله تعالى تيكههاى خوب برجسته از حركات و وضعيات و عمارات بختيارى و ساير شعراى آن محوّطه پيدا كرده با قلم صحيحى نوشته تقديم حضور مبارك خواهم نمود . در خاتمه مراتب ارادت را تجديد و مراسم اخلاص را تقديم و رجوع فرمايشات را انتظار دارد .
" فقير يد اللّه ناظم بابادى بختيارى "
بابا شاه اصفهانى
ملقّب به رئيس الرؤساء ، از فحول دانشمندان و خوشنويسان بود . باباشاه مدّتى نزد آقا مير على هراتى تلمّذ خط نمود ، صاحب رساله قبطيّه نوشته : در سنه نهصد و نود و پنج در شهر اصفهان به خدمت باباشاه رسيدم و او را با عنفوان جوانى و حسن جمال فوقالعاده و با كمال ديدم و از حسن خط او در بحر حيرت فرو رفتم ، كسى را در آنوقت در نيكويى خطّ در اصفهان به پايه او نديدم .
باباشاه براى قوانين خط ، رسايلى تأليف و نظم ساخته كه از اوست :
از واضع خط نسخ تعليق * بشنو سخنى ز روى تحقيق