بالاى الف سه نقطه بايد * اما به همان قلم كه بايد
يك نقطه بس است گردن با * شش نقطه درازى تن با
در سنه هزار و دوازده در مشهد وفات نمود « * » .
ميرزا حسين باقر خان سراج الملك خراسكانى
اوّل كسى كه در اصفهان كالسكه سوار شد .
فرزند ميرزا محمّد خان و از احفاد باقر خان خراسكانى است . در ابتداى عمر نهايت تنگدستى را داشته ، با حالت فقر در تحصيل علم سياق كوشش مىكند و سرآمد اقران خود مىگردد . تا موقع حكومت حسام السلطنه و صاحب ديوان اهميّت پيدا كرده امر ماليه اصفهان كاملا به عهدهء او واگذار مىشود .
نظر به اينكه وصول ماليات در تحت اصول محكمه نبوده اغلب در عمل مالياتى كسر مىآوردند و مدّتى را دچار سياست مطالبه باقى ماليات بودند . مثلى است ساير از براى اين ميرزا كه شش ماه برنج صدرى مىخورد و شش ماه چوب .
با اين سياستهايى كه در چنين مواقع به او مىشده خيلى غريب است كه باز در سال نو به همان كار استقبال مىنموده . يكى از مجازاتهاى او اين بوده است كه در بالاخانهء سردرب خورشيد كه كاملا آفتاب در آنجا مىتابيده او را حبس مىساختند در تابستان و روزنههاى اتاق را مىبستند ، منقلى پر از آتش جلو او مىگذاردند و پوستينى بر دوشش مىانداختند و متواليا كاسههاى آب هندوانه بخوردش مىدادند در حالتى كه مجراى بول او را با ريسمانهاى سخت بسته بودند در تحت اين مشقت و سختى او را نگاه مىداشتند تا مبلغى كه از او
هامش
( * ) پيدايش خط و خطاطان ، ص 141 .