ترك خونريز تو غارتگر صد قافله دل * جعد مشكين تو بر جان محبّان چون تير
تير مژگان تو بر جان بهار ، اى مه نو * آنچنان كرد كه خورشيد به برف اندر تير
انيس ( شاعر )
اسمش محمّد صادق ، به خوشخويى معروف و به معامله و تجارت مشغول بوده « * » از اوست :
آيا كه ره آمدنش زد كه نيامد * صد چشم به ره بر سر هر رهگذرى داشت
اوجى ( شاعر )
اهل نطنز بوده است ، در زمان شاهعباس اول در هرات نزد حسين خان شاملو خدمت مىكرده از اوست : « * * »
قابل ماتم نيم اما به رغم آسمان * گر همه از گريه شادى است چشمى تر كنيد
اوحدى
در تاريخ گزيده او را اوحدى مطلق نوشته « * * * » ، و در نفحات اوحدى
هامش
( * ) مجمع الفصحاء ، ج 2 ، ب 1 ، ص 139 .
( * * ) ر . ك . آتشكده ج 3 ، ص 926 .
( * * * ) ر . ك . تاريخ گزيده : ص 718 .