تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩

ربيع‌خان انصارى ( بهار )

آقاى بهار از جوانان تحصيل كرده آل انصار و داراى خصايص بىشمار . اسم ايشان آميرزا ربيع‌خان ، نام فاميلى انصارى ، فرزند برومند آقاى على محمّد خان انصارى . ولادتش 25 شهر ذىحجه 1318 هجرى در اصفهان دست داده . تحصيلات جديده را در اصفهان در مدارس عاليه كرده تا تصديق‌نامه دوره سال سيم متوسطه را گرفته به سن 16 سالگى داخل استخدام ادارات دولتى شده . به سن 22 سالگى به مسافرت جنوب رفته ، شش سال است در كرمانشاهان به سمت منشى اولى قونسول‌خانه دولت انگليس منصوب و برقرار و داراى چهار زبان خارجه ، و جوانى است تربيت شده و منشىاى است زبردست و فاضل . از سنين 15 سالگى طبعا مايل به نظم و قصيده‌سرايى و غزل‌سرايى بود . و اشعارى از او موجود است و به مناسبت اسمش كه ربيع است تخلّص بهار گرفت و به علاوه كمالات و فضائل ، به اشعار هم خيلى شايق و مايل بود . براى نمونه دو غزل و سه رباعى كه از اثر افكار ايشان است نوشته مىشود ولى عجالتا به واسطه فقدان انجمن ادبى در شهر كرمانشاه و كثرت مشاغل ادارى از سخن‌سرايى منظومه خوددارى نموده [ است ] . ولى لدى الاقتضا هم از سرودن اشعار و آثار ادبى به كلّى متاركه نكرده‌اند و آثار ادبى ايشان نظما و نثرا نزد اهل فضل و ادب بسيار و معارف جوانان كرمانشاه وجود ايشان را محترم و قدرشان را مغتنم مىشمارند .
خورشيد اگر ز چهرهء آن مه خبر شود * راه مدار گم كند و دربه‌در شود خود پرده برفكن ز رخ اى يار ، همچو جان * ترسم كه آب ديدهء من پرده‌در شود