تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦

امين ( شاعر )

مولدش در نصرآباد ماربين ، به اكثر كمالات مربوط و در صنايع شعرى ماهر بوده است چنانچه در اين شعر دارد ، كه هر مصرعش متضمن يك جوهر و يك سلاح و يك گل و يك « * » . . . و يك روز است .
پوشيد پرى ز گل زره ز آتش زر * دى باد به لؤلؤ ثمن زد خنجر آب ياقوت خورده لاله است امروز * فردا خاك است نرگس نيم سپر

انجم ( شاعر )

از ساكنان دار السلطنه اصفهان و مشرق طلوع كوكب وجودش همين فرخنده آسمانست ، از كسبه بازار ، ولى در كسب فضائل طالب و بىقرار است اين غزل از اوست :
سرو نورسته شبيه قد دلجوى تو بود * بر سرش ماهى اگر همچو مه روى تو بود مجلس ما شده چون روى تو روشن امشب * روز بىروى تو گر تيره‌تر از موى تو بود

انصارى

ميرزا موسى متخلّص به انصارى ، پيرى است روشن‌ضمير ، سن 75 سال ، تولّد در سنهء 1273 هجرى در سلسلهء حليلهء انصار اولاد جابر بن عبد اللّه ، به عالم معارف خدمت‌ها نموده ، در علم اشياء و سياق و استيفا مهارتى تام دارد ، تاليفات و مطبوعات كلاسى از قبيل انشاء جديد و قواعد سياقى و املاء و
هامش
( * ) در اصل ناخوانا ، اما به قرينه بايستى به‌معناى جواهر باشد .