تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1790

مساهمون:

ص١٧٩٠
بيمارى صعب در هنگام حركت موكب اعلى از ركاب همايون محروم ماند بعد از قضيه ناگزير خاقان مغفور وليعهد دولت ابد مدت نايب‌السلطنه محمد شاه ابن وليعهد مغفور جلوس فرمود و شاهزادگان معظم حسينعلى ميرزا و حسنعلى ميرزا مغلوبا به تهران آمدند و نواب فيروز ميرزا و معتمد الدوله منوچهر خان و جمعى از اكابر دولت در فارس متمكن شدند فقير را به منادمت نواب فيروز ميرزا منصوب داشتند پس از سالى دو نواب اميرزادهء معظم فريدون ميرزا به فرمانفرمايى فارس مأمور شد و مرا از برادر به خود دعوت كرد و فيروز ميرزا به حكمرانى كرمان رفت و بنده ناچار بماند و مورد التفاتها شد تا در سنهء 1254 كه پادشاه جمجاه قطب السلاطين از يورش بلاد شرقى بدار الخلافه رجوع فرمود فقير از جانب فرمانفرماى فارس مأمور بطهران شدم بعد از ورود در پانزدهم رمضان به خانهء جناب فاضل معظم حاجى ميرزا آقاسى صدراعظم منزل يافته به حضور اقدس همايون شاهنشاهى مشرف گرديده به توقف جناب و التزام ركاب مخصوص شدم و تربيت نواب شاهزاده عباس ميرزا را به عهدهء اين غلام فرمودند روز به روز مراتب مرحمت و مكرمت شاهانه نسبت به اين فقير ظهور و بروز همىكرد چنان كه محرم خلوت و مقرب حضرت شدم و در سفر و حضر در ركاب همىبودم و به اكرام و انعام و تشريف و منشور و حكومت بعضى بلوكات اختصاص داشتم و قابل خدمات بزرگ مىشمردند و غالبا به صحبت تواريخ و اشعار مىگذشت تا در سنهء 1264 كه پادشاه جمجاه در قصر جديد تجريش شب سه‌شنبه ششم شوال جهان را بدرود كرد در خدمت شاهزادگان و امناى دولت به تهران آمديم و انتظار وصول موكب فيروزى كوكب حضرت وليعهد دولت ابد مدت را از تبريز به دار الخلافه همىبرديم تا اين سعادت حاصل شد و در يك منزلى دار الخلافه به ركاب بوسى شرفياب گشته به خدمت مقرره مأمور آمدم به سببى چند از آن خدمت استعفا نمودم و به كنج عزلت افتادم پس از چندى سلطان سلاطين شاهنشاه عهد ابو النصر ناصر الدّين شاه خلد اللّه سلطانه مرا بخواند و به سفارت خوارزم مأمور داشت و در پنجم جمادى الثانى سنهء 1267 از راه مازندران و استرآباد به تفصيلى كه در رسالهء روزنامهء سفارت خوارزم معروض شده برفتم و باز آمدم پس به رياست و ناظميت مدرسهء دار الفنون كه مجمع علما و حكماى فرنگستان و مدرس مستعدين ايران است مفتخر گشتم و درين ضمن حسب الامر به اتمام تاريخ روضة الصفا حكمى رفت از صفويه الى الآن شصت هزار بيت در ضمن سه جلد بر هفت جلد سابق افزودم و به امر