رسم كهنى بود درين كانه ور افتاد * كف ريدن و باد كوردن آيين جديد است
القصه پس از فكرت گفتا پهميدى * طبا كسى گلشهره نشان شب عيد است
فى الهزل و المطايبة
دوش رندى خلوتى خوش خالى از اغيار داشت * خلوت از حورا و غلمانش ز جنت عار داشت
شاهدش خوشتر ز غلمان زان كه غلمان بهشت * ذكر استغفار و آن الحان موسيقار داشت
حور القدوس القدوس و آن حورا سرشت * الصبوح و الصبوح اوراد در اسحار داشت
مى چو پيمودند غلمان حور را بگشاد بند * غلغل مى خوشخوش از پى خشحش شلوار داشت
اندر افتادند حالى آن دو سيمينتن به هم * كاين شعف بسيار و آن ديگر شق سرشار داشت
جلوه رخسار غلمان گرد حورا شد ز كار * آن اگر در سينه نار اين چهرهء گلنار داشت
من ندانستم كه آن از دشمنى يا دوستى است * ليك ديدم ماجرا بس كشمكش بسيار داشت
نغمههاى آوخ آوخ خواست زان حورا سرشت * كآنچنان دلكش نوايى زخمهء مزمار داشت
گفتمش در عين و صلى اينهمه فرياد چيست * گفت ما را جلوهء معشوق بر اين كار داشت
الغرض با آب رضوان چشمهسار حور را * شيوه جنات تجرى تحتها الانهار داشت