1037 نواى هندى
سيدى عزيز در سنهء 1229 به قصد زيارت به ايران آمده از اوست :
دست به دوش غير نهاد از سر وفا * ما را چو ديد سستى پا را بهانه ساخت
1038 وفاق فراهانى
نام شريفش ميرزا محمد حسين سيدى جليل و دبيرى نبيل برادر جناب ميرزا عيسى ملقب به قائممقام بزرگ بوده مدتى وزارت سلاطين زنديه را نموده بعد از انقراض آن دولت بىسامان به دولت ابد مدت قاجاريه خدمات عظيمه كرد در سنه . . . در قزوين درگذشت ديوانى دارند و از غزليات آن جناب برخى نوشته مىشود
وفا مباد ز افتادگان فراموشت * دو روز اگر فلكت بهر امتحان برداشت
* * *
افزود نياز ما بنازش * از ماست هرآن ستم كه بر ماست
* * *
نسيم آورد بوى گل چه بودى * كه با وى بويى از پيراهنى بود
* * *
دل از هجرم به جان و صبر فرما وعده جانان * چو بيمارى كه زهر اندر دوا ريزد پرستارش
* * *
اى خوشا بيخودى از باده كه دى پير مغان * ديده هشيارم و از ميكده بيرونم كرد
* * *
دهيم وعده به فردا كه ز بس تابوتبم * دانى امروز مرا نيست ز پى فردايى