بااينهمه رازدانى او * رازى كه ازو نهان چه چيز است
در هرچه نظر كنى نشان زو است * پرسى كه ازو نشان چه چيز است
اندر سفر دراز محشر * حق را ز تو ارمغان چه چيز است
بوالقاسم وال او همه پاك * بوجهل خر عوان چه چيز است
او حجت حق و در حق او * انكار ز اين و آن چه چيز است
در معجزش ار خلاف آرى * آن ماه شق از بنان چه چيز است
آن رفتنش از مكان به معراج * تا عرصهء لامكان چه چيز است
آن تاختنش ز فرش زى عرش * بىيارى نردبان چه چيز است
وان كردن سنگريزه تسبيح * در مشت وى آنچنان چه چيز است
شيرند و به حلقشان ز روباه * آن حلقه ريسمان چه چيز است
بر حنجرشان بدشت ناورد * آن خنجر خونفشان چه چيز است
و له ايضا
زان پيش كآسمان و زمين آفريدهاند * طينت ز نار و خلد برين آفريدهاند
آنكو ز نار طالب كفرش سرشتهاند * آن كو ز خار قالب دين آفريدهاند
اندر ثبوت وحدت و سلب شريك ذات * بىشك وجود اهل يقين آفريدهاند
تا آن چرا به روى دژم خلق كردهاند * يا اين چرا به فكر متين آفريدهاند
يا بهر آن لبان سراينده وحى را * از خوان رزق نان جوين آفريدهاند
شاهان روزگار كه بهر نشستشان * ايوان عرش شاهنشين آفريدهاند
در تارتار موى دلاويز زلفشان * مشك تتار و نافهءچين آفريدهاند
درشو به مهرشان كه به سر اين گروه را * هر تار موى حبل متين آفريدهاند
طرف قباى حشمتشان سايبان خلق * در آفتاب روز پسين آفريدهاند
اندر طفيل خلقتشان خلق در گناه * از عفوشان ضمان و ضمين آفريدهاند
ور نه چه جرم سر زد از ايشان كه بهرشان * دشت ستيز و عرصهء كين آفريدهاند
روباه را چه بهره ازيشان ز طعمه بود * گرشان به دشت شير عرين آفريدهاند