تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1577

مساهمون:

ص١٥٧٧
بااين‌همه رازدانى او * رازى كه ازو نهان چه چيز است در هرچه نظر كنى نشان زو است * پرسى كه ازو نشان چه چيز است اندر سفر دراز محشر * حق را ز تو ارمغان چه چيز است بوالقاسم وال او همه پاك * بوجهل خر عوان چه چيز است او حجت حق و در حق او * انكار ز اين و آن چه چيز است در معجزش ار خلاف آرى * آن ماه شق از بنان چه چيز است آن رفتنش از مكان به معراج * تا عرصهء لامكان چه چيز است آن تاختنش ز فرش زى عرش * بىيارى نردبان چه چيز است وان كردن سنگ‌ريزه تسبيح * در مشت وى آن‌چنان چه چيز است شيرند و به حلقشان ز روباه * آن حلقه ريسمان چه چيز است بر حنجرشان بدشت ناورد * آن خنجر خونفشان چه چيز است

و له ايضا

زان پيش كآسمان و زمين آفريده‌اند * طينت ز نار و خلد برين آفريده‌اند آنكو ز نار طالب كفرش سرشته‌اند * آن كو ز خار قالب دين آفريده‌اند اندر ثبوت وحدت و سلب شريك ذات * بىشك وجود اهل يقين آفريده‌اند تا آن چرا به روى دژم خلق كرده‌اند * يا اين چرا به فكر متين آفريده‌اند يا بهر آن لبان سراينده وحى را * از خوان رزق نان جوين آفريده‌اند شاهان روزگار كه بهر نشستشان * ايوان عرش شاه‌نشين آفريده‌اند در تارتار موى دلاويز زلفشان * مشك تتار و نافهءچين آفريده‌اند درشو به مهرشان كه به سر اين گروه را * هر تار موى حبل متين آفريده‌اند طرف قباى حشمتشان سايبان خلق * در آفتاب روز پسين آفريده‌اند اندر طفيل خلقتشان خلق در گناه * از عفوشان ضمان و ضمين آفريده‌اند ور نه چه جرم سر زد از ايشان كه بهرشان * دشت ستيز و عرصهء كين آفريده‌اند روباه را چه بهره ازيشان ز طعمه بود * گرشان به دشت شير عرين آفريده‌اند