زير رانت آسمانآسا ز عنصر پيكرى * كامتزاج او همين از آب و آذر داشتند
لوحش اللّه بادپايى مسرعان و هم و فكر * سرعتش با سرعت عزم تو همسر داشتند
از خرامش چرخى اندر ارض اغبر يافتند * وز غبارش ارضى اندر چرخ اخضر داشتند
اين نه مهرست و نه ماه آن كارپردازان دهر * چون بناى طرح اين فرخنده منظر داشتند
از پى نعل سمش جسمى منور ساختند * وز پى گوى دمش جرمى مدور داشتند
حبذا زان بزم خلدآسا كه در هر شامگه * خادمانش از صباح عيد خوشتر داشتند
در هوايش طبع عنصر با فلك آميختند * كافتاب و ماه بر سرو و صنوبر داشتند
يا عزايمخوان شدند اين مطربان كز هر طرف * در فضايش از پرى فوجى مسخر داشتند
مجمرآسا عارض خوبان فروزان اندر آن * جاى عود از خط مشكين عنبر تر داشتند
ساقيان را دعوى اعجاز اگر باشد رواست * زان كه در ساغر عيان با آب آذر داشتند
هوش بردند و روان دادند گفتى ساقيان * آب خضر و آتش موسى به ساغر داشتند
مهوشان در رقص از نزديكى و دورى هم * راسترفتار دو شعرى و دو پيكر داشتند
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1560
مساهمون: رضا قليخان هدايت
ص١٥٦٠