تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1336

مساهمون:

ص١٣٣٦

در تهنيت عيد سعيد نوروز فيروز و مدحت شاهنشاه اعظم ناصر الدّين شاه

خجسته آمدن عيد و جشن فروردين * به شهريار بلنداختر بزرگ‌آيين نصير ملت اسلام ناصر الدّين شاه * كه كلك اوست ترازوى عدل را شاهين دل موافق او باغ و لطف او نيسان * رخ مخالف او برگ و قهر او تشرين بزرگوارى و مردى رميده اسبى بود * گرفت ناصيه‌اش شاه و برنهادش زين چو برنشست هماوردجو عنانش داد * به دشت رزم نه رستم بماند و نه گرگين عروس‌وار ظفر در كنار شاه آمد * به شرط آنكه بود تيغ خسروش كابين براى نصرت دين لشكرى چنان دارد * كه روز معركه آهن‌دلند و خاره‌جبين به چشم و روى عدو بهر جستن و خستن * چو تيرها به كمانند و شيرها به كمين نشاط شاه بر آن‌سو كه دشمنى است بزرگ * هواى شير بر آن‌سو كه آهويست سمين به بوى شاه كلاه و نگين سفر كردند * گهى ز فرق نيال و گهى ز دست تكين قرار يافت به فرق خجستهء تو كلاه * مقيم گشت به دست مبارك تو نگين به حاجت اندر دست ملك ذخيرهء ماست * چو بىقرار كند فاقه او دهد تسكين نبرده رنجى هرساله سوى ما آيد * عطاى خسرو بر دست حاملان امين برابرى نكند شكر ما به نعمت شاه * كه شكر بنده نزار است و جود شاه سمين هزار حصن برآريم لاجرم به دعا * چو شب فراز رسد گرد شاه جمله حصين جهان‌پناها عالم رهين همت تست * به همت است كه عالم شود رهى و رهين به عهد عدل تو منسوخ گشت آيت كفر * به دور داد تو منصوب گشت رايت دين نه با عصاى تو كوشند خسروان به حسام * نه با يسار تو تابند مهتران به يمين اگر بدست شود گوشه‌يى ز دامن تو * عصابهء قمر است و حمايل پروين به سلم و حرب چه خاصيت است در قلمت * كه بر حبيب سكينه است و بر عدو سكين جهان‌پناها دى رفت و هر زمان به جهد * به شاخ عرعر و بادام باد فروردين دميد از بر البرز سهمگين و دژم * به روى چرخ سپيد و سيه يكى تنين نمود برق پرندوش بر هوا تيغى * كشيده از در خوارزم تا به قسطنطين نسيم باد صبا غازه‌يى بدست گرفت * كه روى لاله و گل را بدان كند رنگين
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1336 | رضا قليخان هدايت