در آستين دست خدا بر آستان روى هدا * در دين و ديدن مقتدا در ملك و ملت مؤتمن
پوشد چو درع كسروى بر برز و يال پهلوى * گردد لباس خسروى بر پيكر شاهان كفن
در موكب آن شيردل رويينتنان آهنگسل * از طعن رمح و زخم شل دارا شكر خسروشكن
سربازكان از هر طرف بر پا ستاده صف به صف * ماران تنين تن به كف تنين مارافسا به فن
آن مارهاى جانگزا هم مور خور هم مورزا * مارانشان تندرنوا مورانشان تنينفكن
يكسر همه آهنروان در دم زبان رومىسنان * برق يمانى در دهان رعد بهارى در سخن
صور نخست آوايشان صبح دوم در نايشان * دندان سندانخايشان سوى طراز ياسمن
نى مار طفلانى عجب كيوان بويحيى حسب * دلكش قماط تن خشب سوزان شرار جانلبن
آنان كه در پروز به وى در همرهى دارند پى * اى بخردان ز اندرز هى گوييد خامش زين سخن
ديديم بس در يك زمين خرم درختان دلنشين * گاه ثمر ليك اى قرين اين ناربن وان نارون
افراخت آن كان كرم دلكشسرايى چون حرم * صحنش چو جنت محترم سقفش به گردون مقترن
گفتم دو تاريخش چنين از اين دو تخت دلنشين * خرگاه كسراى زمين باغ وليعهد زمن
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 865
مساهمون: رضا قليخان هدايت
ص٨٦٥