تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 864

مساهمون:

ص٨٦٤
سليل گردش گردون اگر مراتب جسم * ربيب پرتو خورشيد اگر سلالهء كان اگر به بحر محيطش اشاره چون قاهر * اگر به چرخ برينش نظاره چون غضبان ز دود دودهء آن روشنان اين تارى * ز تاب تابهء اين ماهيان آن بريان به پهنه‌اى كه نه جز مار گرزه از حشرات * به بيشه‌اى كه نه جز شير شرزه از حيوان بدان شتابان چون گل‌پرست زى گلزار * بدين گرايان چون مىگسار زى ريحان به راغ راند به فرّ فراسياب از رى * چراغ ژاله‌فشان ابر و دشت لاله‌ستان هزار برزن و بازار و كوى و پرده‌سراى * هزار خيمه و خرگاه و كاخ و شادروان همه ز اطلس چينى و عبقرى ديبا * همه ز ديبهء رومى و خلخى كمسان ز قبه‌هاشان بنشاند آتش خورشيد * ز پرده‌هاشان بنهفت گنبد كيهان ز مارهاى دم‌آهنج سهمگين‌پيكر * ز شيرهاى دژآگاه آهنين‌دندان يكى هزاهز شنعا به روزگار پديد * يكى قيامت كبرى به كاينات عيان زمين ز مرد چو درياى آهنين سربال * هوا ز گرد چو گردون قيرگون خفتان كه از نهيو هزاهز زمانه آسوده * كه از غريو روآر و ستاره سرگردان ز روى خلخى و موى ديلمى در و دشت * هزار روضهء سورى و خرمن ريحان ز چهر لعبت تنگى و جنبش ختلى * زمانه عرصهء فرخار و پهنهء ختلان به چرخهاى دمان توپهاى تنين‌تن * به كوههاى روان شيرهاى آهن‌جان هزار درهء تنين به عرصه‌اى پيدا * هزار بيشهء ضيغم به جوشنى پنهان زمين و رنج زلازل ز زخم سم سمند * هوا و تف نواير ز برق نوك سنان غبار لشكر چهر هفت اختر * صهيل ابرش بگسسته بند چاراركان ز چهر ترك‌وشان كاتشى بگشت خرد * ز روى پردگيان كاخترى ببرخ روان فروغ آذر برزين به بوم هر برزن * طلوع كوكب شعرى به بام هرايوان

در مدح نايب‌السلطنه مرحوم عباس شاه غازى نور اللّه روحه

عباس شه شاه جوان مهر زمين ماه زمان * بر بادپا برق يمان در بارگه بحر عدن