سليل گردش گردون اگر مراتب جسم * ربيب پرتو خورشيد اگر سلالهء كان
اگر به بحر محيطش اشاره چون قاهر * اگر به چرخ برينش نظاره چون غضبان
ز دود دودهء آن روشنان اين تارى * ز تاب تابهء اين ماهيان آن بريان
به پهنهاى كه نه جز مار گرزه از حشرات * به بيشهاى كه نه جز شير شرزه از حيوان
بدان شتابان چون گلپرست زى گلزار * بدين گرايان چون مىگسار زى ريحان
به راغ راند به فرّ فراسياب از رى * چراغ ژالهفشان ابر و دشت لالهستان
هزار برزن و بازار و كوى و پردهسراى * هزار خيمه و خرگاه و كاخ و شادروان
همه ز اطلس چينى و عبقرى ديبا * همه ز ديبهء رومى و خلخى كمسان
ز قبههاشان بنشاند آتش خورشيد * ز پردههاشان بنهفت گنبد كيهان
ز مارهاى دمآهنج سهمگينپيكر * ز شيرهاى دژآگاه آهنيندندان
يكى هزاهز شنعا به روزگار پديد * يكى قيامت كبرى به كاينات عيان
زمين ز مرد چو درياى آهنين سربال * هوا ز گرد چو گردون قيرگون خفتان
كه از نهيو هزاهز زمانه آسوده * كه از غريو روآر و ستاره سرگردان
ز روى خلخى و موى ديلمى در و دشت * هزار روضهء سورى و خرمن ريحان
ز چهر لعبت تنگى و جنبش ختلى * زمانه عرصهء فرخار و پهنهء ختلان
به چرخهاى دمان توپهاى تنينتن * به كوههاى روان شيرهاى آهنجان
هزار درهء تنين به عرصهاى پيدا * هزار بيشهء ضيغم به جوشنى پنهان
زمين و رنج زلازل ز زخم سم سمند * هوا و تف نواير ز برق نوك سنان
غبار لشكر چهر هفت اختر * صهيل ابرش بگسسته بند چاراركان
ز چهر تركوشان كاتشى بگشت خرد * ز روى پردگيان كاخترى ببرخ روان
فروغ آذر برزين به بوم هر برزن * طلوع كوكب شعرى به بام هرايوان
در مدح نايبالسلطنه مرحوم عباس شاه غازى نور اللّه روحه
عباس شه شاه جوان مهر زمين ماه زمان * بر بادپا برق يمان در بارگه بحر عدن