تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 863

مساهمون:

ص٨٦٣
پايان به رى از بخت كى سودم جبين بر جاى پى * ديدم بهشتى خاك رى از فر شاه فرودين هر سوى در باغ و چمن خوش‌ناربن كش نارون * با گوهر طوبى سمن با طينت فردوس طين خرگاه جم افراخته خسرو چو جم بال آخته * گيتيش بزمى ساخته گردونش خاكى جرعه‌چين راوى به رسم باستان بر لب ز خسرو داستان * شاه آفتاب راستان گاه آسمان راستين فتحعلى شه كش به راه آهنگ مهر و روى ماه * افلاك در پركلاه آفاق در زير نگين در كان و يم برگ و نوا سيمرغ دان و كيميا * اين را يمين آن را گوا آن را يسار اين را يمين درگاه شه خرگاه جم باشد چه نسبتشان به هم * اين را جلو خان در حرم وان را جلو در در كمين تيغش به كف كشورستان كلكش به دم گوهرفشان * گريان اجل خندان چو آن خندان امل گريان چو اين عزمش چو ره پويد به پا از پس قدر وز پى قضا * لنگان چو پيرى با عصا پويان چو طفلى با سرين روزى كه از مار دوسر جرارهاى چارپر * آيد ز هرجا جان شكر گردد به هرجا دلنشين اسفنديار از خصم وى كى را از آن انديشه كى * چرخ دوشاخ آن سه پى تير گزين او گزين

فى ذكر ورود فتحعلى شاه

ورود موكب فيروز شهريار جهان * خجسته باد و همايون به تختگاه كيان