غرض به طالع ميمون به صبح عيد سعيد * قدم به گاه كيان زد چو شاه كى دربان
نگاشت كلك صبا از براى تاريخش * نهاد فتحعلى شه قدم به گاه كيان
هم در مدح خاقان مغفور نور اللّه مضجعه گويد
لباس باغ بوقلمون دواج راغ سقلاطون * جبال از سبزه ميناگون تلال از لالهء مينو
شميم بوستان دلبر نسيم باغ جانپرور * صبا را عود در مجمر هوا را مشك در هاون
چمن چون بزم خماران مروق باده چون باران * درختان همچو مىخواران ز يارى دست در گردن
مى افشان ابر از ژاله مىآگين ساغر لاله * چو بربط سار در ناله چو ارغن زاغ در شيون
و له ايضا
از پى تسخير باغ خسرو ارديبهشت * آخته از سبزه تيغ تاخته بر مهرگان
ابر جواهرفشان پيل جواهركش است * برق كجكزن بر آن بر نمط پيلبان
صلصل و سارى به باغ آمده و رفته زاغ * سنبل و سورى به راغ خاسته اين خفته آن
بربط سغدى بساز عود قمارى بسوز * بادهء رنگين بخواه مدح شهنشه بخوان
نيرم فيروزچنگ نوذر هوشنگهنگ * قارن آرشخدنگ آرش قارنكمان
شاه منوچهرچهر فتحعلى شه كه مهر * بر در او چون سپهر بسته به خدمت ميان
بازوى او را معين دشمن او را به كين * غيرت او را قرين صحت او را ضمان
حيدر خيبرگشاى مهدى دجالكش * موسى درياشكاف عيسى گردونمكان
هست سكندرهمال شاه سكندرجلال * هست سليمان مثال مير سليماننشان
مصدر نفع و ضرر زيور تاج و كمر * سرور جن و بشر داور . . . و مكان
دامن احباب را اى ملك ملكگير * خرمن حساد را اى شه گيتىستان
دست گهربار تو ابرى و ابر مطير * تيغ شرربار تو برقى و برق يمان
هست سپهرت غلام كرده به كامت خرام * گر نكند اينچنين ور نكند آنچنان
بفكنيش از كفت غاشيهء آفتاب * بگسليش از كمر منطقهء كهكشان
روز جدال و قتال روزى كز اختلال * چرخ شود پايمال خاك شود چرخسان