ماه منور بهار سنبل و ريحان * سنبل و ريحان فشانده نافهء اذفر
نافهء اذفر شده در آتش سوزان * آتش سوزان گشاده چشمهء كوثر
چشمهء كوثر نهان به شاخهء مرجان * شاخهء مرجان عيان ز حقهء گوهر
حقهء گوهر نموده پستهء خندان * پستهء خندان شد است منبت شكر
منبت شكر مطاف مور شكرخاى * مور شكرخا شكسته رونق عنبر
رونق عنبر از آن دو جادوى جرار * جادوى جرار يار لاله و عبهر
لاله و عبهر گرفته مهر در آغوش * مهر در آغوش آن دو پيچان اژدر
پيچان اژدر كمند گردن گردون * گردن گردون به بند داور صفدر
داور صفدر ستوده خسرو قاجار * خسرو ايران ظهير لشكر و كشور
لشكر و كشور ازوست خرم و خرسند * خرم و خرسند ازوست كشور و لشكر
كشور و لشكر فزون ز عرصهء عالم * عرصهء عالم بر اوست تنگ و محقر
تنگ و محقر شمرده وسعت كونين * وسعت كونين برش حلقهء چنبر
حلقهء چنبر كمند گردن چرخش * گردن چرخش به بند گردش اختر
گردش اختر همه ز جنبش كلكش * جنبش كلكش كليد ملكت قيصر
ملكت قيصر تمام لرزان لرزان * لرزان لرزان كند چو رمح زره در
رمح زره درش همچو درزن درزى * درزن درزى بلاى مهر منور
مهر منور به پهنه رنگ كند رخ * رنگ كند رخ به كين مرد دلاور
مرد دلاور گرفتم آهن و سندان * آهن و سندان برش چو موم در آذر
موم در آذر اگر كه هيچ بپايد * هيچ بپايد ز تيغش ايمن و ايسر
ايمن و ايسر ز كشته كوه بدخشان * كوه بدخشان به بحر گشته شناور
گشته شناگر سمند و مرد به ميدان * مرد به ميدان به مرد گشته برابر
گشته برابر دو شير جنگى باهم * جنگى باهم دو شير آهن پيكر
آهن پيكر ز هر دو روى دليران * روى دليران نگاشت بران خنجر
بران خنجر نشسته در دل مردان * در دل مردان شده مژهء دلبر
مژهء دلبر چو تير مير سپهدار * مير سپهدار اى تو فضل مصور
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 515
مساهمون: رضا قليخان هدايت
ص٥١٥