تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 515

مساهمون:

ص٥١٥
ماه منور بهار سنبل و ريحان * سنبل و ريحان فشانده نافهء اذفر نافهء اذفر شده در آتش سوزان * آتش سوزان گشاده چشمهء كوثر چشمهء كوثر نهان به شاخهء مرجان * شاخهء مرجان عيان ز حقهء گوهر حقهء گوهر نموده پستهء خندان * پستهء خندان شد است منبت شكر منبت شكر مطاف مور شكرخاى * مور شكرخا شكسته رونق عنبر رونق عنبر از آن دو جادوى جرار * جادوى جرار يار لاله و عبهر لاله و عبهر گرفته مهر در آغوش * مهر در آغوش آن دو پيچان اژدر پيچان اژدر كمند گردن گردون * گردن گردون به بند داور صفدر داور صفدر ستوده خسرو قاجار * خسرو ايران ظهير لشكر و كشور لشكر و كشور ازوست خرم و خرسند * خرم و خرسند ازوست كشور و لشكر كشور و لشكر فزون ز عرصهء عالم * عرصهء عالم بر اوست تنگ و محقر تنگ و محقر شمرده وسعت كونين * وسعت كونين برش حلقهء چنبر حلقهء چنبر كمند گردن چرخش * گردن چرخش به بند گردش اختر گردش اختر همه ز جنبش كلكش * جنبش كلكش كليد ملكت قيصر ملكت قيصر تمام لرزان لرزان * لرزان لرزان كند چو رمح زره در رمح زره درش همچو درزن درزى * درزن درزى بلاى مهر منور مهر منور به پهنه رنگ كند رخ * رنگ كند رخ به كين مرد دلاور مرد دلاور گرفتم آهن و سندان * آهن و سندان برش چو موم در آذر موم در آذر اگر كه هيچ بپايد * هيچ بپايد ز تيغش ايمن و ايسر ايمن و ايسر ز كشته كوه بدخشان * كوه بدخشان به بحر گشته شناور گشته شناگر سمند و مرد به ميدان * مرد به ميدان به مرد گشته برابر گشته برابر دو شير جنگى باهم * جنگى باهم دو شير آهن پيكر آهن پيكر ز هر دو روى دليران * روى دليران نگاشت بران خنجر بران خنجر نشسته در دل مردان * در دل مردان شده مژهء دلبر مژهء دلبر چو تير مير سپهدار * مير سپهدار اى تو فضل مصور
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 515 | رضا قليخان هدايت