تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 492

مساهمون:

ص٤٩٢
كنون پر از مى قدح ز دست ساقى ستان * كه دشت خلد آيت است كه كشت مينوستان كنون به كشت چمن گراى با دوستان * كه گل برآمد سپس كه خفته بود و ستان خرمن خرمن عقيق برست در بوستان * گلشن گلشن شقيق برآمد از شاخسار باغ مرقع‌گشا ز خط قابوس شد * دشت مرصع سلب چو چتر كاووس شد چمن ملمع قبا چو پر طاوس شد * ز رعد گردون‌گرا چو نعرهء كوس شد خروش بلبل چنان نواى ناقوس شد * لاله چو راهب به دير گل چو مسيحا به دار كوه ستبرق‌سلب هامون ديباج‌پوش * نرگس مجمرفروز نسرين عنبرفروش شاخ ز اشكوفه بست قرطهء گوهر به گوش * گشت عقيقى شقيق همچو رخ باده‌نوش گوش فرادار هان تا شنوى باخروش * بانگ تذرو از يمين نغمهء سار از يسار ابر بهارى ز برق تيغ برآهيخته * وز گل و لاله به دشت خون خزان ريخته رشتهء لؤلؤ هوا مانا بگسيخته * كاين‌سان لؤلؤ به خاك بينى آميخته چرخ به باغ و شمر ريخته و بيخته * آب بهشتى نشان لعل بدخشى نگار آهوى خاور چمان گشت به برج بره * گور خرامد به دشت كبك چمد در دره ايا تو را مهر و مه ز طره در چنبره * بسوز عود و بريز آتش در مجمره با قدح مى بيار نقل و كباب بره * كاين سه به هر فصل خوش خاصه به فصل بهار كنون گه فروردين به رسم اقليدسى * نگارد اندر چمن دواير هندسى گرچه مجسطىگشا بود به گيتى بسى * فرق مجسطى ز باغ مىنتواند كسى بنوش مى تا از آن به شادمانى رسى * كه شادمان از غمان كسى نه جز مىگسار وزد به نوروز مه نسيم چون بامداد * عروس گل سرخ رو برآمد از پرده شاد شود مرصع چمن چو افسر كيقباد * به جشن نوروز مه كه سعد و فرخنده باد گويد بر شاخ گل دام علاء العماد * بلبل با لحن خوش صاحب عبادوار امير خسرونژاد امام بيضا لقب * جمال دين و دول كمال علم و ادب مطاع اقليم شه مطيع فرمان رب * رفيع‌صدر و شرف بديع قدر و حسب ز سروران مشتهر ز بخردان منتخب * ز سركشان صف‌شكن ز خسروان يادگار عماد دولت كزو گرفته دولت نظام * قوام ملت كزو گرفته ملت قوام