تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩

566 چشمهء ايروانى

نامش رضا قلى خان ، خلف محمد خان قاجار ايروانى و از امراى دربار شاهزاده محمود ميرزاى خلف خاقان صاحب قران نور اللّه مرقده بوده . سالها در نهاوند رياست غلام پيشخدمتان او را فرموده نسبت قريب نيز حاصل داشته معزز و مكرم معيشت مىكرد با طبعى موزون و اخلاقى نيكو و رفتارى خوش بوده از غزليات اوست :
دستى به سر زلف كشيد آن بت طرار * گويا كه ز دلهاى پريشان خبرى داشت غير از سر كوى تو به جايى نپريدى * مرغ دلم اى دوست اگر بال‌وپرى داشت
* * *
تو را به دل اگر اى مه ز من غبارى هست * مرا هم از ستمت چشم اشكبارى هست
* * *
منعم از روى خوب زاهد كرد * من چه گويم جواب بىصبرى

567 جواد اصفهانى

از راتبه‌خوران ظهير الدوله ابراهيم خان حكمران كرمان بوده و در سنهء 1223 رحلت نموده
پيرانه‌سر ز عشق جوانى چنان شدم * كاندر جهان فسانهء پير و جوان شدم