561 جذبهء كاشى
نامش ميرمؤمن و از سالكان سياح و اطباى حاذق و در زى درويشان بوده خود گفته كه چهارصد درويش و قلندر را خدمت كردهام . ازوست :
در مصر دلم يوسفى آسوده كه هرگز * يعقوب نديده است و زليخا نشنيده است
562 جوهرى كردستانى
اسمش خسرو بيك و كتابدار خسرو خان والى سنندج بوده است گاهى بيتى مىگفته كه از آن جمله است :
ز چشم آتشآلودم اگر اشكى فرود آيد * گل حسرت از آن رويد وز آن گل بوى دود آيد
563 جناب اصفهانى
اسمش ميرزا فتح اللّه بوده و نسبش به نجم ثانى كه در سردارى ماوراءالنهر كشته شده مىرسيده خود معاصر نادر شاه افشار بوده بالاخره شهيد گرديده حاصل كه از متأخرين بوده و تتبع طرز عبد الواسع جبلى مىنموده چون به طرز استادان قديم آشناست . مات سنهء 1146 اين چند بيتش در اينجا نوشته مىشود ازوست :
آن سليمانى كه از عونش همى بيرون كشند * گر دهد فرمان به جدى و صعوه و نمل و غراب
طعمه از چنگال سرحان لقمه از كام نهنگ * مهره از پهلوى ثعبان بيضه از پشت عقاب