و له
اى رسوم تو زيور ايام * وى شعار تو زينت اشعار
كرده بر دعوى خداونديت * آفرينش بجملگى اقرار
بر بزرگيت در جهان امروز * هيچكس را نمىرسد انكار
بس غرامت كه آفتاب كشد * اگر اين عارض است و اين رخسار
بس قيامت كه آشكار شود * اگر آن قامت است و اين رفتار
و له ايضا
اى سراى نيكنامى را به مردى كدخدا * اى جهان شهريارى را به رادى قهرمان
بخل را دشمن چنان دارى كه سايل را بخيل * جود را خواهان چنان باشى كه عشرت را جوان
در صفت قلم
اى گشاده زبان و بسته ميان * ترجمان دلى تو همچو زبان
در زبان تو گنجهاى هنر * در بيان تو رازهاى نهان
شبهزايى همى و مشك خورى * وانگهى در شبه گهر پنهان
صورتت چشم خصم را تيرى است * كهرباپيكرى شبه پيكان