و له ايضا
اى به خوبى بر بتان كابل و كشمير مير * ماندم ازبس كاورى در وعدهها تأخير خير
هست مردم را شب و شبگير موى و روى تو * موى را شب دان مدام و روى را شبگير گير
گر كسى در بير زلفين ترا بيند به خواب * پرعبير و عنبرش باشد گه تعبير بير
لاله سرخى يافته بهره ز تو گاه بهار * آبى از من يافته زردى به گاه تير تير
بو خليل آن زو به گيتى درشده موجود جود * جعفر آن كش چوب گشت از طالع مسعود عود
* * *
دشمنانش را نگردد ماتم ايچ از دور دور * دوستانش را بود گرد سراى از سور سور
وصف فضل او نشايد كردن از سيصد يكى * گر كند چرخ برين از وصف او مسطور طور
فور اگر در هند تيغ تيز او بيند به خواب * باز نشناسد به رنگ از غاليه كافور فور
آسمان با او ندارد چون زند پرتاب تاب * سرخ كرد از كشتن خصمانش چون عناب ناب
اى به بزم و رزم و داد و دين تو بهرام رام * دشمنان را پرشرنگ از بيم تو ناكام كام
چون شود چنگ تو جفت تيغ خونآشام حرب * چون شود دست تو يار رطل جان انجام جام
دشمنانت را شود چون دام بر اندام موى * دوستانت را شود چون حله بر اندام دام
گر به روز روشن اهل شام تيغت بنگرند * روز روشن گردد از بيمت بر اهل شام شام