روى گل سرخ بياراستند * زلفك شمشاد بپيراستند
كبكان بر كوه به تك خاستند * فاختگان همبر بنشاستند
بلبلكان زير و ستا خواستند * ناى زنان بر سر شاخ چنار
لاله به شمشاد برآميختند * ژاله به گل [ نار ] درآويختند
بر سر آن مشك فروبيختند * وز بر اين درّ فروريختند
نقش و تماثيل برانگيختند * از دل خاك و دو رخ كوهسار
قمريكان ناى بياموختند * صلصلكان مشك تبت سوختند
زرد گلان شمع برافروختند * سرخگلان ياقوت اندوختند
سرو بنان جامهء نو دوختند * زينسو و زان سو به لب جويبار
طوطيكان بر گلكان تاختند * آهوكان گوش برافراختند
گورخران ميمنهها ساختند * زاغان گلزار بپرداختند
بيدلكان در پى دل تاختند * با تركان چگل و قندهار
باز جهان خرّم و خوش يافتيم * زى سمن و سوسن بشتافتيم
زلف پرىرويان برتافتيم * دل ز غم هجران بشكافتيم
خوبتر از بوقلمون يافتيم * بوقلمونيها در نوبهار
پيكر در پيكر بنگاشتيم * لاله بر لاله فروكاشتيم
گيتى را چون ارم انگاشتيم * دشت به ياقوت تر انباشتيم
باز به هر گوشه برافراشتيم * شاخ گل و نسترن آبدار
باز جهان گشت چو خرّم بهشت * [ خويد دميدانه دو بناگوش مشت ]
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1979
مساهمون: رضا قليخان هدايت
ص١٩٧٩