ثناخوانى چنين را هيچ و گردون را لباس اطلس * هوادارى چنين عريان و گيتى در خز ادكن
و له ايضا
باز چون رخسار خوبان گشت طرف بوستان * باز چون گيسوى دلبر شد هوا عنبرفشان
لالهء نورسته را در دست باشد جام جم * نرگس آزاده را بر سر بود تاج كيان
گر كند اندر فضاى باغ يكدم بال باز * لالهگون گردد هما را مغز اندر استخوان
گر ز ابر دست رادت بحر را باشد اثر * ور ز تاب مهر رويت كوه را باشد نشان
گوهر شبتاب گردد ماه در جوف صدف * لعل رمانى شود خورشيد در اجزاى كان
رفعتت عاشر سپهر و رافتت تاسع بهشت * صولتت ثامن جحيم و حشمتت ثالث جهان
225 رافعى نيشابورى
حكيم فاضل كامل ماهر قادر بوده در زمان دولت غزنويه ظهور فرموده گويند با عنصرى و غيره مشاعرات كرده بعضى گويند زمان محمود را درنيافته اما اصح آن است كه دريافته زيراكه مدح سلطان محمود و خواجه حسن ميمندى گفته است و در اشعار او هست نظامى عروضى او را در تذكرهء خود ستوده ثبت نموده از اوست .