رزم زنگه شاوران با واخواشت و كشته شدن واخواشت
به هشتم ز گردان و نامآوران * بشد ساخته زنگهء شاوران
كه همرزمش از بخت واخواشت بود * كه از رزم كس سر نه برگاشت بود
بكردار آتش بنيزه سوار * همىگشت بر مركز كارزار
بدانگهكه زنگه بر او دستيافت * سنان سوى او كرده اندر شتافت
يكى نيزه زد بر كمربند اوى * كز اسبش نگون شد درآمد به روى
رزم گرگين ميلاد با اندريمان و مقتول شدن اندريمان از گرگين
نهم رفت گرگين بدل كينهخواه * ابا اندريمان ز توران سپاه
يكى تير گرگين بزد بر سرش * كه بردوخت بر ترگ رومى برش
بلرزيد بر زين به سختى سوار * يكى تير ديگر بزد نامدار
به پهلوى ترك اندرآمد نگون * ز چشمش برون آمد از درد خون
فرود آمد از اسب گرگين چو گرد * سر اندريمان ز تن دور كرد
رزم برته ايرانى با كهرم پهلوان تورانى و كشته شدن كهرم
دهم برته با كهرم تيغزن * دو جنگى و هر دو سر انجمن
همىآزمودند هرگونه جنگ * گرفتند پس تيغ هندى بچنگ
چو كهرم بپيچيد از برته روى * يكى تيغ زد بر سر ترگ اوى
كه تا سينه كهرم به دونيم كرد * ز دشمن دل برته بىبيم كرد
فرود آمد از اسب و او را ببست * بر آن زين توزى خود برنشست
رزم گودرز كشواد سپهدار ايران با پيران بن ويسه سپهسالار و كشته شدن پيران
سپهدار ايران و توران بهم * فراز آمدند اندرين كين دژم
به تيغ و به خنجر بگرز و كمند * ز هرگونهيى برنهادند بند
نبد دسترسشان رسشان به خون ريختن * همىگشت اسبان ز انگيختن